رمان مافیاهای جذاب من قصل

رمان مافیاهای جذاب من ✸ قصل۲
# پارت ۴

ویو جیمین : وارد اتاق شدم ا.ت رو بی‌جون پر زخم رو تخت دیدم خدا لعنتم کنه ( نویسنده : خدا نکنه ) همش تقصیر من بود سریع رفتم کنارش و گفتم .....

جیمین : ا.ت .... حالت خوبه ؟؟ میتونی حرف بزنی ؟؟

ا.ت : چ..چی؟‌ م..من کجام ؟؟ ش..شما کی هستین ...‌ اسم من چیه ؟؟

جیمین : ا.ت منم .... چیزی یادت نمیاد ؟؟

ا.ت : آها پس اسمم ا.ت شما کی هستین ؟ من خودم چیزی یادم نمیاد

جیمین : ا.ت ... منم جیمین ( بغض ) ا.ت بگو منو یادت میاد بگو..... ( گریه )

ا.ت : آقای محترم من کسی به اسم جیمین نمیشناسم چرا مزاحم میشین

جیمین : ا.ت ..... لطفا

ا.ت : او.... دوست پسرم ...‌او...اون کجاست ؟

جیمین : ا.تتتتتت ( گریه بلند )

ویو جیمین : باورم نمیشد منو از یادش برده همینجوری داشنم گریه میکردم که با حس نوازش روی سرم اشکم بند اومد

ا.ت : آخیییی کیوتی فک میکنی من کسی که جونمو نجات داد رو فراموش میکنم ؟؟( خنده )

جیمین : پ...پس منو یادت میادددد

ا.ت : ( خنده ) معلومه

جیمین : خیلی بدجنسی فک کردم واقعا از یادم بردی

ا.ت : نه بابا چی میگیییییی

ویو جیمین : ا.ت میخواست بلند شه که یه دفعه ......‌

( نویسنده : این پارتم تموم شد لایک و دنبال کردن فراموش نشه 🥰)
دیدگاه ها (۱)

رمان مافیاهای جذاب من ✸ فصل ۲ # پارت ۵ویو جیمین : ا.ت میخواس...

عررررر تهکوکککککک

همچنان تفاوتتتتت

تفاوت رو نیگااااا😂

درخواستی از اکازاهنتای دوس نداری نخون . گزارش هم نکن برا شما...

mafia lave. پارت چهارم

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط