{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون!؟

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون!؟


دلم را دوزخی سازد، دو چشم ام را کند جیحون،


چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید؟!


چو کشتی ام دراندازد میان قُلزُم پرخون!!!
دیدگاه ها (۱)

بیرون نشود عشقِ توأم تا ابد از دل،کَاندر اَزلم حِرز تو بستند...

لطف خدا بیشتر از جرم ماست، نکته سربسته چه دانی خموش!! گو...

اگر از پرده برون شد دلِِ من عیب مکن! شُکرِ ایزد که نه در ...

عاشقان در طلب ات گرد جهان می پویند، عارفان از دو جهان وصل ت...

Cant Help Falling in Love, Zhanna stelmakh,Diugcello

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط