{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این خستگی آمده که آمده باشد.

این خستگی آمده که آمده باشد.
همچنین این کار،
همچنین این گرفتاری‌های بی‌امان.
بگذار بیایند.
بگذار ببارند.
مگر به باران توان گفت مبار؟
مرد است و کار،
گُرده‌ی مرد است و بار
و خوش یُمن باد این زحمت.
دل قوی باید داشت!


👤 محمود دولت آبادی
دیدگاه ها (۳)

همه عیب خلق دیدننه مروتست و مردینگهی به خویشتن کنکه توام گنا...

نیَم به هجر تو تنهادو همنشین دارمدل شکسته یکیجان بی قرار یکی...

دل نهادم به صبوری...

سایه‌های کلاغپارت بیست‌وهفتم | قبرستان کلاغساعت ۱۱:۴۷ شببارا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط