تو کنارم باشی
تو کنارم باشی
مرگ هم
درد کمتری دارد!
دستم را می گیری
چشمم را می بندی و
شانه هایت
بارِ نفس های آخرم را
به دوش می کشد...
کاش یادم بماند آن روز
شال سفیدی را که خریده ای سر کنم !
بعد...با همان رویم را بکِشی ؛
تا همه بدانند
عروس مردی بودم
که هر چند
با لباسِ سفید به خانه اش نرفتم اما
با لباس سفید
از آغوشش بیرون آمدم ..
مرگ هم
درد کمتری دارد!
دستم را می گیری
چشمم را می بندی و
شانه هایت
بارِ نفس های آخرم را
به دوش می کشد...
کاش یادم بماند آن روز
شال سفیدی را که خریده ای سر کنم !
بعد...با همان رویم را بکِشی ؛
تا همه بدانند
عروس مردی بودم
که هر چند
با لباسِ سفید به خانه اش نرفتم اما
با لباس سفید
از آغوشش بیرون آمدم ..
- ۳۱۳
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط