{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فن فیک قسمت تاریک

فن فیک " قسمت تاریک "
پارت ۱۱

------------------

خواستم از اتاق بیام بیرون اما...

از زبان امی +

وارد یه اتاقی که دور تر از بقیه بود شدم
نسبتا کوچیک بود و خراب
فکر کنم انباری بود . پنجره ای نداشت و ی میز شکسته و چنتا وسیله ی گوشه ریخته بود
یه ور اتاق بمب و وسایل منفجره بود
اهمیتی ندادم
تا اینکه متوجه ی یه اتاقک خیلی کوچیک توی زمین شدم خواستم ببینم چیه که...

_( با داد ) چویا چرا اینکارو کردی؟
رفتم بیرون اتاق
چویا رو به روی دازای بود و عجیب داشت نگاش میکرد
+ چه خبره؟
دازای اشاره کرد به چاقو ی روی زمین و گفت...
_ چویا اینو پرت کرد سمت من
× دست خودم نبوددد
_ منظور؟
× من نمیخواستم اونکارو کنم انگار یکی مجبورم کرد
_ یعنی...
+ موهبت طرف کنترل و ادم هاس یا یچیزی مثل این ؟
_ فکر کنم اره
× تو این طبقه به نتیجه ای رسیدین ؟
_ نه
+شاید؟...اوم نه
× باید بریم طبقه ی بالا رو بگردیم.
_ وایسا...اگه تونسته چویا رو کنترل کنه یعنی‌...میتونه هر لحظه هر کاری میخوای رو براش انجام بدیم ...حتی کشتن خودمون
× لعنتی

سکوتی بینشون برقرار بود که

+ باید بیشتر بگریدیم و به ریز ترین چیز ها هم دقت کنیم...
_ بریم طبقه بالا
+× باشه

از پله ها رفتن بالا و...


***

احساس میکنم بد شد ،_،
دیدگاه ها (۱۰)

دازایساخت خودمکپی ممنوع:)بد شد خیلیی بد شد 🗿💔

فن فیک " قسمت تاریک " پارت ۱۲--------- از پله ها رفتن بالا و...

امروز ¹⁹ جوئن تولد دازای عهههمبارکککک ♡ :)

نیکولای ساخت خودم :) کپی ممنوع ♡

part 3" سوکوکو"

part 5"سوکوکو"

part7" سوکوکو "

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط