[توبه حضرت داود علیه السلام]
[توبه حضرت داود علیه السلام]
[(( امّا توبه انبیاء علیه السلام برای نمونه توبه داود پبغمبر علیه السلام کافی است.
روایت شده که همین که داود علیه السلام بعد از نازل شدن آن دو مَلَک...))]
دانست که برای تنبیه او نازل شده اند_چهل روز سجده کرد و سر از سجده برنداشت مگر برای حاجت و نماز و در این چهل روز_نه خورد و نه آشامید وهمه اش را گریه می کرد_وآن قدر گریه کرد که از آب چشمش در اطراف سرش گیاه رویید! و[حضرت داود علیه السلام] همه اش خدا را می خواند با زبان های مُحْرِقَهُ القلوب (1) و توبه می کرد و از جمله حرف ها که در مناجات می گفت_عرض کرد:
(سبحان خالق النّور جرح الجبین و فنیت الدّموع و تناثرا الدّود من رکبتی و خطیئتی ألزم بی من جلدی.
منزّه و پاکی ای خدایی که نور را آفریدی خداوندا! پیشانی از طول سجده زخم شد و اشک دیدگان تمام گشت و سر زانوهاییم کِرْم گذاشت و با این حال_خطایم گریبانم را گرفته که سخت تر از پوستی است که به بدنم چسبیده باشد.
پس ندا آمد:یا داود! آیا گرسنه ای طعامت بدهم؟آیا تشنه ای آبت بدهم؟ آیا مظلوم شده ای کمکت نمایم؟و از گناهش اسم برده نشد![حضرت داود علیه السلا] صیحه ای کشید و عرض کرد:گناهی را عرض می کنم که مرتکب شدم.پس ندا آمد:سرت را از سجده بردار که بخشیدم تورا مَعَذلِک_سر برنداشت تا حضرت جبرئیل علیه السلام آمده سرش را برداشت و در بعضی روایات هست که بعد از قبولی توبه اش هم به گناه خود نوحه می کرد به درجه ای که از سوز نُدبه و نوحه اش مُستمعین کثیر هلاک می شدند و خودش غش می کرد و می افتاد!
(۱) سوزاننده دل ها.
منبع:بحار الانوار ج ۱۴ ص ۲۸ برگرفته از کتاب شریف لقاءالله
حضرت آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(رحمه الله)
[(( امّا توبه انبیاء علیه السلام برای نمونه توبه داود پبغمبر علیه السلام کافی است.
روایت شده که همین که داود علیه السلام بعد از نازل شدن آن دو مَلَک...))]
دانست که برای تنبیه او نازل شده اند_چهل روز سجده کرد و سر از سجده برنداشت مگر برای حاجت و نماز و در این چهل روز_نه خورد و نه آشامید وهمه اش را گریه می کرد_وآن قدر گریه کرد که از آب چشمش در اطراف سرش گیاه رویید! و[حضرت داود علیه السلام] همه اش خدا را می خواند با زبان های مُحْرِقَهُ القلوب (1) و توبه می کرد و از جمله حرف ها که در مناجات می گفت_عرض کرد:
(سبحان خالق النّور جرح الجبین و فنیت الدّموع و تناثرا الدّود من رکبتی و خطیئتی ألزم بی من جلدی.
منزّه و پاکی ای خدایی که نور را آفریدی خداوندا! پیشانی از طول سجده زخم شد و اشک دیدگان تمام گشت و سر زانوهاییم کِرْم گذاشت و با این حال_خطایم گریبانم را گرفته که سخت تر از پوستی است که به بدنم چسبیده باشد.
پس ندا آمد:یا داود! آیا گرسنه ای طعامت بدهم؟آیا تشنه ای آبت بدهم؟ آیا مظلوم شده ای کمکت نمایم؟و از گناهش اسم برده نشد![حضرت داود علیه السلا] صیحه ای کشید و عرض کرد:گناهی را عرض می کنم که مرتکب شدم.پس ندا آمد:سرت را از سجده بردار که بخشیدم تورا مَعَذلِک_سر برنداشت تا حضرت جبرئیل علیه السلام آمده سرش را برداشت و در بعضی روایات هست که بعد از قبولی توبه اش هم به گناه خود نوحه می کرد به درجه ای که از سوز نُدبه و نوحه اش مُستمعین کثیر هلاک می شدند و خودش غش می کرد و می افتاد!
(۱) سوزاننده دل ها.
منبع:بحار الانوار ج ۱۴ ص ۲۸ برگرفته از کتاب شریف لقاءالله
حضرت آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(رحمه الله)
- ۱.۵k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط