#امگای_سرکش
#امگای_سرکش
Part:8
تهیونگ: سلام مرسی تو خوبی؟
جیهوپ: اوهوم خوبم
تهیونگ: خوبه
جیهوپ: هومم
جین روبه جیهوپ گفت
جین: همیننن؟
جیهوپ: خب چیبگممم
جین نگاه بدی به جیهوپ کرد و سرش و به دو طرف تکون داد و گفت
جین: نوچ نوچ نوچ
در همین هین که جین داشت غُر میزد یه دختر نزدیک جئون شد و دستش رو گذاشت روی شونه جئون و گفت
نکته:
[دختره اسمش آناعه و اکس جئونه]
آنا: عوو های ددی(با عشوه)
جئون نگاهی به سر تا پای آنا انداخت و دست آنا رو پس زد و گفت
جئون: اَه آنا بس کن
آنا: چرا اخه ددی(با عشوهه)
جئون: یه بار دیگه بهم بگو ددی تا چشماتو دربیارم حالا هم گورتو گم کن
آنا: تو دوست پسر منی
جئون: آنا من و تو یه ساله کات کردیم اونم بخاطر خیانت تو.
آنا: یاا دد...
آنا داشت حرف میزد که تهیونگ پرید وسط حرف آنا و گفت
تهیونگ: ببخشید اما تو داری حال دوست پسرمو بد میکنی
جئون و بقیه اعضا از این حرف تهیونگ شاخ در آورده بودن و با تعجب داشتن بهش نگاه میکردن آنا کمی مکث کرد و دست به سینه رو به تهیونگ گفت
آنا: معلومه چی داری میگییی
تهیونگ خواست حرفی بزنه که جئون گفت
جئون: راست میگه اون دوست پسرمه الانم گورت رو گم کن
آنا بدون هیچ حرفی از اونجا دور شد و رفت جئون و تهیونگ نشستن سر میز که اعضا بهشون حمله ور شدن
جیهوپ: معلومه چی گفتین؟
جین: شماها واقعا با همین
شوگا: چرت میگفتین مگه نه؟
جئون دیگه نمی تونست تحمل کنه بخاطر همین دست تهیونگ رو گرفت و بلندش کرد و بدون هیچ حرفی تهیونگ رو دنبال خودش کشوند و از اون مهمونی کوفتی خارج شدن و سوار ماشین شدن که تهیونگ گفت
تهیونگ: ببخشید اگر ناراحت شدی از ح...
جئون لبش رو روی لب تهیونگ گذاشت و عمیق داشت اون رو میبوسید که بعد از چند مین تهیونگ نفس کم آورد و زد به شونه جئون تا ولش کمه و جئون هم ولش کرد
تهیونگ: معلومه چکار میکنه(با تعجب و نفس نفس زنان)
جئون: مگه چکار کردم؟(با پوزخند)
تهیونگ: بسههه دیگهه .. لطفا بزار برمم خواهش میکنممم
رایحه تلخ جئون داخل ماشین پیچید و بعد پوزخندی زد و با صدای بمش گفت
جئون: بزارم بری؟
تهیونگ: آ .. آ .. آره
جئون: یا باید پیش من بمونی یا باید بمیری.
تهیونگ: آخهه مگه چه گناهی کردم اصلا تو کی؟ چرا همش میومدی داخل کافه ما؟ آخه سر کلت از کجا پیدا شدددد
جئون: من...
تهیونگ: تو چی؟
رایحه تلخ جئون یکم بیشتر شد و با اعصابنیت لب زد
جئون: من کسیم که از تو خوشش اومده اما تو داری من و پس میزنی
تهیونگ: مگه فیلم هندیهههه من که گِی نیستمم
جئون: چه بخوای چه نخوای مال من میشی
تهیونگ: یااااا معلومه چی داری میگیی
رایحه جئون تلخ تر از هر زمانی شد و بدون هیچ حرفی ماشین رو روشن کرد و با سرعت به سمت امارت حرکت کرد بعد از چند مین رسیدن داخل امارت جئون ماشین رو یه گوشه پارک کرد و بعدش پیاده شد و بعد به سمت تهیونگ رفت در ماشین رو باز کرد همین که تهیونگ می خواست پیاده بشه انداختش رو کولش و به سمت امارت بردش
تهیونگ: یااااا ولممم کننن چکاررر میکنییییی مرتیکههههههه
جئون: کاری که قبلا باید انجام میدادم
تهیونگ: ولممم کنننن
رسیدن داخل اتاق جئون همونطور که تهیونگ رو کولش بود به سمت تخت رفت و آروم تهیونگ رو پرت کرد روش و خودش روی تهیونگ خیمه زد و انگشت شستش رو روی لب تهیونگ کشید و گفت
جئون: ........
Part:8
تهیونگ: سلام مرسی تو خوبی؟
جیهوپ: اوهوم خوبم
تهیونگ: خوبه
جیهوپ: هومم
جین روبه جیهوپ گفت
جین: همیننن؟
جیهوپ: خب چیبگممم
جین نگاه بدی به جیهوپ کرد و سرش و به دو طرف تکون داد و گفت
جین: نوچ نوچ نوچ
در همین هین که جین داشت غُر میزد یه دختر نزدیک جئون شد و دستش رو گذاشت روی شونه جئون و گفت
نکته:
[دختره اسمش آناعه و اکس جئونه]
آنا: عوو های ددی(با عشوه)
جئون نگاهی به سر تا پای آنا انداخت و دست آنا رو پس زد و گفت
جئون: اَه آنا بس کن
آنا: چرا اخه ددی(با عشوهه)
جئون: یه بار دیگه بهم بگو ددی تا چشماتو دربیارم حالا هم گورتو گم کن
آنا: تو دوست پسر منی
جئون: آنا من و تو یه ساله کات کردیم اونم بخاطر خیانت تو.
آنا: یاا دد...
آنا داشت حرف میزد که تهیونگ پرید وسط حرف آنا و گفت
تهیونگ: ببخشید اما تو داری حال دوست پسرمو بد میکنی
جئون و بقیه اعضا از این حرف تهیونگ شاخ در آورده بودن و با تعجب داشتن بهش نگاه میکردن آنا کمی مکث کرد و دست به سینه رو به تهیونگ گفت
آنا: معلومه چی داری میگییی
تهیونگ خواست حرفی بزنه که جئون گفت
جئون: راست میگه اون دوست پسرمه الانم گورت رو گم کن
آنا بدون هیچ حرفی از اونجا دور شد و رفت جئون و تهیونگ نشستن سر میز که اعضا بهشون حمله ور شدن
جیهوپ: معلومه چی گفتین؟
جین: شماها واقعا با همین
شوگا: چرت میگفتین مگه نه؟
جئون دیگه نمی تونست تحمل کنه بخاطر همین دست تهیونگ رو گرفت و بلندش کرد و بدون هیچ حرفی تهیونگ رو دنبال خودش کشوند و از اون مهمونی کوفتی خارج شدن و سوار ماشین شدن که تهیونگ گفت
تهیونگ: ببخشید اگر ناراحت شدی از ح...
جئون لبش رو روی لب تهیونگ گذاشت و عمیق داشت اون رو میبوسید که بعد از چند مین تهیونگ نفس کم آورد و زد به شونه جئون تا ولش کمه و جئون هم ولش کرد
تهیونگ: معلومه چکار میکنه(با تعجب و نفس نفس زنان)
جئون: مگه چکار کردم؟(با پوزخند)
تهیونگ: بسههه دیگهه .. لطفا بزار برمم خواهش میکنممم
رایحه تلخ جئون داخل ماشین پیچید و بعد پوزخندی زد و با صدای بمش گفت
جئون: بزارم بری؟
تهیونگ: آ .. آ .. آره
جئون: یا باید پیش من بمونی یا باید بمیری.
تهیونگ: آخهه مگه چه گناهی کردم اصلا تو کی؟ چرا همش میومدی داخل کافه ما؟ آخه سر کلت از کجا پیدا شدددد
جئون: من...
تهیونگ: تو چی؟
رایحه تلخ جئون یکم بیشتر شد و با اعصابنیت لب زد
جئون: من کسیم که از تو خوشش اومده اما تو داری من و پس میزنی
تهیونگ: مگه فیلم هندیهههه من که گِی نیستمم
جئون: چه بخوای چه نخوای مال من میشی
تهیونگ: یااااا معلومه چی داری میگیی
رایحه جئون تلخ تر از هر زمانی شد و بدون هیچ حرفی ماشین رو روشن کرد و با سرعت به سمت امارت حرکت کرد بعد از چند مین رسیدن داخل امارت جئون ماشین رو یه گوشه پارک کرد و بعدش پیاده شد و بعد به سمت تهیونگ رفت در ماشین رو باز کرد همین که تهیونگ می خواست پیاده بشه انداختش رو کولش و به سمت امارت بردش
تهیونگ: یااااا ولممم کننن چکاررر میکنییییی مرتیکههههههه
جئون: کاری که قبلا باید انجام میدادم
تهیونگ: ولممم کنننن
رسیدن داخل اتاق جئون همونطور که تهیونگ رو کولش بود به سمت تخت رفت و آروم تهیونگ رو پرت کرد روش و خودش روی تهیونگ خیمه زد و انگشت شستش رو روی لب تهیونگ کشید و گفت
جئون: ........
- ۵۴۹
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط