{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا انگار چیزی می دانست

خدا انگار چیزی می دانست
می دانست که شب چه سر عجیبی دارد ..
می دانست که اگر بشر ایمان نداشته باشد که
"همه شب ها صبح می شوند "
شب های زندگی اش را تاب نمی آورد ..
خدا می دانست که عاشقت خواهم شد ..
می دانست که اشک را آفرید
و چشمان مرا ..

گونه هایم اگر باغچه داشت؛
بهترین تمشک دنیا را تولید می کرد ...

#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۱۸)

بی آنڪه بخواهم تمام شدےهمانطــور ڪه...بی آنڪه بخواهــــمتمــ...

این شعر فروغ عالیه 👇 نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره ق...

شبـــ با هـــجوم بی مـــروتشسخـت تسخـــیرم ڪــرده بودخواســت...

وقت رفتنتباران گرفتتکه ای ابر از آسمان کنده شدو تکه ای از دل...

من اگر یک روزخدا را ببینم،نه از بهشت می‌پرسم،نه از جهنم.فقط ...

♦️ راز تولید نور: شیمیِ درخشان در بدن- معادله جادویی: نور کر...

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط