{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایم بگذار

تنهایم بگذار
درگیر که باشم
ذهنم مجنون می شود
و تو در خیالم
زیبا می شوی
فاصله میگیری
از چشمانم
حس نیاز من
به واژه ای جادویی
 و تسلیم تب تو شدن
مرا رسوای تنهایی می کند
از نگاهم فاصله بگیر
تو را که می بیند
احساس در او ریشه میکند
خسته شد
 این بازی دودوی چشمانت
با دل من
بگذار و برو
زیبا که می شوی
میترسم
می ترسم
که روزگار ترا
از دستانم بدزدد
و من با لحظه های خالی
تصویر تو را
بر سرسرای دلم
تندیس کنم
تنهایم بگذار
دلواپس نبودنت هستم...!
دیدگاه ها (۴)

با خیالم در دل آیینه ها جا می شوی؟دلخوشم، هر چند کوچک، قسمت ...

🍂تو باشی و پاییز باشد...آن برگ های زرد خش خش کنان گوشمان را ...

🍂تو باشی و پاییز باشد...آن برگ های زرد خش خش کنان گوشمان را ...

اامروز قشنگترین اتفاق ذهنم حادثه شنیدن صدای "تو" بود، چقدر ت...

بگذار بی‌پروا بگویمنیاز دارم به توبه هرم نفس‌هایت،وقتی سرمای...

مرا در آغوش بگیر ! که دلم نمی خواهد یک لحظه بی تو در آغوش ت...

مرا در آغوش بگیر ! که دلم نمی خواهد یک لحظه بی تو در آغوش ت...

https://telegram.me/nagofteha73 بابابیا یکروزدر کوچه کودکی ه...

گاهی به این فکر میکنم که تو چقدر میتوانی نباشیچقدر میتوانی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط