{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p:12

p:12
ات هنوز توی زیر زمین بود حداقل نیم ساعت گذشته بود ...
جونگ کوک توی پذیرایی نشسته بود
تهیونگ اومد کنار کوک نشست
@ جیمین اومده پشته دره
+ ندیمه هان ، درو باز کن
@ خدا به دادمون برسه ( زیر لب)
جیمین با چند تا بادیگارد اومد داخل

( علامت جیمین♪)
♪ سلام جئون
+ چی میخوای پارک ؟
♪ اول یه سلامی به علیکی یچیزی
+ من سلام نمیدم به دشمنم برو سر اصل مطلب
♪ اوک ، کیم ات کجاس؟؟
+ اولن جئون ات نه کیم ات دومن به تو چه ک کجاس
@ جیمین چی میخوای دقیقا
♪ اون فرشته کوچولو رو میخوام
+ برای چی میخوایش خودت یه حرمسرا داری کم تر ک‍..ص‍.. شر بگو
♪ شنیدم پدر و مادرش رو بابای تو کشته
+ ببند اون دهنتو گمشو بیرون از این عمارت
جیمین دستاشو برد بالا خندید
♪ باشه بابا نترسون منو ولی بدون اون دخترو مال خودم میکنم
+ ببند اون دهنتو بگو چرا انبار رو آتیش زدی حرومیی
جیمین خندید
♪ برای تفریح
جونگ کوک یهو پاشد تفنگشو دراورد گرفت روبه روی جیمین
+ حرومزا/ده برو بیرون تا نکشتمت
♪ اوکی ولی اون دختر رو مال خودم میکنم حالا ببین
بعد جونگ کوک یهو تیر زد به بازوی جیمین
+ گمشو
بعد جیمین رفت بیرون
+ ته ، برو ات رو بیار بیرون از اون انبار کوفتی
@ اوک
تهیونگ رفت
بعد جونگ کوک رفت نشست روی مبل داخل لیوان ویسکی ریخت سیگارشو روشن کرد آروم میکشید .......
دیدگاه ها (۰)

اسلاید 1 عمارت جونگ کوک 2 خود جونگ کوک 3 تهیونگ 4 جیمین

방탠

ماه بانو فالو بشه @im.armyy

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

part10پدر جونگکوک با لایلا اومد داخل عمارت و وقتی ات رو دیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط