{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:⁵

یونگی ویو

اخیش اخرشکارمو کردم حالا ام برم اداره ببینم چخبره
وارد شدم
واوو خچبره اینجا چقد شلوغه
+ هوییی اینجا چه خبره چی شده
&(یکی از پلیسا) تو این هفته که نبودی ۱۰ تا از مامورای تازه واردمونو کشتن تحقیق که کردیم کار همون مافیاس
+یه هفته نبودمااا انقد بی دست و‌پایین
&ببخشید
+حالا چه ساعتی این اتفاقا افتاده تو چه روزی کجا
&اولین روزی کا نبودین تو ی کارخونه ی قدمی دوتا از جسدا پیدا شد
روز دوم خبری نشد روز سوم همین طور
روز بعدش یه جسد درس جلوی در بیمارستان پیدا شد روز بعدش هیچی پیدا نکردیم
روز ششم ۳ تا جسد توی یه ساتمون خارج از شهر پیدا کردیم و روز اخر چهارتا جسد تو مرکز شهر و همه ی قتلا تو ساعت ۳ تا ۵ صبح بوده
$(یکی دیگه از پلیسا)همه مردم ترسیدن دیگه کسی نمیاد بیرون و کل شهر خلوت شده همه فروشگاها همه جا بستس دیگه کسی جرعت نداره بیاد بیرون
+خیلی اوسکلین میدونستین حالا ولش پرونده های اون ده نفرو بدین باید تحقیق کنم‌دربارشون ولی صددرصد کار همون مافیای فاکیه

بعد دیدن همه پرونده ها*

+خب اینجوری که نوشته شده اونا حسابی شکنجه شدن و بعد با خالی شدن یه تیر تو مغزشون مردن
اونجایی که این قتلا انجام شده رو حسابی برسی کردین
البته کرده باشینم چیزی دست گیرتون نمیشه اوسکلا(این قسمت اخر زیر لب گف)
دیدگاه ها (۰)

اوسی The Walten Files اسمش بارباراست 39 سالشه وضعیت روحی و ر...

Lost code(part2)خبر این پرونده خیلی زود بین اداره‌های پلیس پ...

ارامش محال part 3

پارت⁴⁹ویو جونگ‌کوکوقتی برگشتیم خونه، هوا کاملاً تاریک شده بو...

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

عمارت پروانه شبشینوبو: من پامنی راگاتا باهم میریم کوهستان کا...

خنده ی ممنوعه.

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط