ویو ات
ویو ا.ت:
توی راه بودیم و داشتم از راه لذت میبردم که رسیدیم باورم نمیشه آنقدر زود رسیدیم که رفتم تو که جین و دیدم و بغلش کردم
جین:بلاخره اومدید
ا.ت:آره داداشی
جین:بریم بالا براتون دوتا اتاق گذاشتم کنار اونی که درش سفیده مال ا.ت و اونی درش طوسیه مال جونگکوکه
ا.ت:ممنون
این یوپ:سلام جوجه
ا.ت:سلام این یوپ
این یوپ:چطوری
ا.ت:خوبم
ویو ا.ت:
همینطور که داشتم با این یوپ حرف میزدم که جونگکوک از پشت گفت
جونگکوک:ا.ت نمیخوای اتاقت رو ببینی
ا.ت:وای یادم رفت این یوپ بعداً میبینمت
این یوپ:اوکی جوجه
ویو جونگکوک:
رفتم نزدیک این یوپ و در گوشش جوری که فقط این یوپ بشنوه
جونگکوک:ازش فاصله بگیر اینطوری به نفعته
این یوپ:چه عشق باشه چه چیزه دیگه ای بازم من برنده ام
جونگکوک:خواهیم دید
این یوپ:بچرخ تا بچرخیم
ویو ا.ت:
بعد از اینکه جونگکوک بهم گفت رفتم بالا و توی اتاقم واقعا وایب خیلی خوبی میداد رنگ سفید و کرمی که باهم تضاد خوشگلی درست کرده بودند بعد از اینکه اتاق رو آنالیز کردم رفتم پایین پیش بچه ها همینطور که داشتم از پله ها پایین میرفتم که یهو این یوپ و جونگکوک رو دیدم که این یوپ برگشت سمت من و گفت
این یوپ:ا.ت حدودا دو ساعت دیگه لباس ورزشی بپوش میخوام ببرمت یه جایی که مطمئنم عاشقش میشی
ا.ت:واقعا
این یوپ:آرع آماده باشی(لبخند،چشمک)
ا.ت:اوکی
جین:هعی این انصاف نیست
ا.ت:دفعه بعدی باهم میریم
ویو ا.ت:
داشتم به این فکر میکردم که وی بپوشم که یادم اومد من یدونه لباس ورزشی با خودم آوردم که تند به سمت اتاقم رفتم و لباس رو بیرون آوردم و پوشیدم همینطور که داشتم توی آینه به خودم نگاه میکردم که یهو.....
ادامه دارد
بچه ها واقعا بابت تاخیر ها متاسفم
توی راه بودیم و داشتم از راه لذت میبردم که رسیدیم باورم نمیشه آنقدر زود رسیدیم که رفتم تو که جین و دیدم و بغلش کردم
جین:بلاخره اومدید
ا.ت:آره داداشی
جین:بریم بالا براتون دوتا اتاق گذاشتم کنار اونی که درش سفیده مال ا.ت و اونی درش طوسیه مال جونگکوکه
ا.ت:ممنون
این یوپ:سلام جوجه
ا.ت:سلام این یوپ
این یوپ:چطوری
ا.ت:خوبم
ویو ا.ت:
همینطور که داشتم با این یوپ حرف میزدم که جونگکوک از پشت گفت
جونگکوک:ا.ت نمیخوای اتاقت رو ببینی
ا.ت:وای یادم رفت این یوپ بعداً میبینمت
این یوپ:اوکی جوجه
ویو جونگکوک:
رفتم نزدیک این یوپ و در گوشش جوری که فقط این یوپ بشنوه
جونگکوک:ازش فاصله بگیر اینطوری به نفعته
این یوپ:چه عشق باشه چه چیزه دیگه ای بازم من برنده ام
جونگکوک:خواهیم دید
این یوپ:بچرخ تا بچرخیم
ویو ا.ت:
بعد از اینکه جونگکوک بهم گفت رفتم بالا و توی اتاقم واقعا وایب خیلی خوبی میداد رنگ سفید و کرمی که باهم تضاد خوشگلی درست کرده بودند بعد از اینکه اتاق رو آنالیز کردم رفتم پایین پیش بچه ها همینطور که داشتم از پله ها پایین میرفتم که یهو این یوپ و جونگکوک رو دیدم که این یوپ برگشت سمت من و گفت
این یوپ:ا.ت حدودا دو ساعت دیگه لباس ورزشی بپوش میخوام ببرمت یه جایی که مطمئنم عاشقش میشی
ا.ت:واقعا
این یوپ:آرع آماده باشی(لبخند،چشمک)
ا.ت:اوکی
جین:هعی این انصاف نیست
ا.ت:دفعه بعدی باهم میریم
ویو ا.ت:
داشتم به این فکر میکردم که وی بپوشم که یادم اومد من یدونه لباس ورزشی با خودم آوردم که تند به سمت اتاقم رفتم و لباس رو بیرون آوردم و پوشیدم همینطور که داشتم توی آینه به خودم نگاه میکردم که یهو.....
ادامه دارد
بچه ها واقعا بابت تاخیر ها متاسفم
- ۴.۲k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط