ویو ات
ویو ا.ت:
که با دست آزادش درو قفل کرد منم پاهامو دورش ک ششمرش حلقه کردم که زنگ خورد منم از نامجون جداشدن
نامجون:بیب نکن(نا راضی)
ا.ت:باید برم
نامجون:باشه
رفتم سمت در و بازش کردم و رفتم سر کلا
ویو به بعد از مدرسه:
ویو ا.ت:
سوار ماشین شدم و به سمت خونه حرکت کردم توی راه دوتا پیتزا گرفتم با نوشابه وقتی رسیدم خونه و در و باز کردم و رفتم تو نامجون داشت کتاب میخوند که رفتم نزدیک تر انقدر که غرق کتاب بود که متوجه اومدن من نشد که یهو
ا.ت:(جیییغغ)
نامجون:چیه(ترسیده)
ا.ت:هیچی فقط میخواستم متوجه اومدن بشی
نامجون:واییییی دختر زهرم ترکید
ا.ت:ببخشید(با خنده)
نامجون:خب چیکار کنیم من حوصلم سر رفته
ا.ت:فیلم ببینیم من پیتزا گرفتم
نامجون:اوکی ولی یه شرط داره
ا.ت: چه شرطی
نامجون:من فیلم رو انتخاب میکنم
ا.ت:تروخدا نمیخوای که ترسناک بزاری
نامجون:نه
ا.ت:اوکی تو بزار من برم لباسام رو عوض کنم و بیام
نامجون:باشه منم غذا هارو میارم
ویو نامجون:
به خاطر اینکه منو توی مدرسه ول کرد میخواستم یه کاری کنم که من زودتر از ا.ت اومدم خونه و استخر خونه رو تزیین کردم و یه پودر تحریک کننده هم خریدم
و رفتم داخل آشپزخونه و توی نوشیدنی ا.ت و خودم پودر تحریک کننده ریختم که از.ت اومد پایین
ویو ا.ت:
بعد از اینکه لباسام رو پوشیدم رفتم پایین و نامجون رو دیدم که سینی به دست داشت میرفت سمت مبل که نشست روش و شروع کرد به انتخاب فیلم که منم کنارش نشستم و شروع کردیم به دیدن همینطور که میگذشت فیلم داشت صحنه دار میشد و من بیشتر از قبل داشتم هورنی میشدم کاملا دیک بزرگ شده و تحریک شده ی نامجون رو میشد دید
ادامه دارد
که با دست آزادش درو قفل کرد منم پاهامو دورش ک ششمرش حلقه کردم که زنگ خورد منم از نامجون جداشدن
نامجون:بیب نکن(نا راضی)
ا.ت:باید برم
نامجون:باشه
رفتم سمت در و بازش کردم و رفتم سر کلا
ویو به بعد از مدرسه:
ویو ا.ت:
سوار ماشین شدم و به سمت خونه حرکت کردم توی راه دوتا پیتزا گرفتم با نوشابه وقتی رسیدم خونه و در و باز کردم و رفتم تو نامجون داشت کتاب میخوند که رفتم نزدیک تر انقدر که غرق کتاب بود که متوجه اومدن من نشد که یهو
ا.ت:(جیییغغ)
نامجون:چیه(ترسیده)
ا.ت:هیچی فقط میخواستم متوجه اومدن بشی
نامجون:واییییی دختر زهرم ترکید
ا.ت:ببخشید(با خنده)
نامجون:خب چیکار کنیم من حوصلم سر رفته
ا.ت:فیلم ببینیم من پیتزا گرفتم
نامجون:اوکی ولی یه شرط داره
ا.ت: چه شرطی
نامجون:من فیلم رو انتخاب میکنم
ا.ت:تروخدا نمیخوای که ترسناک بزاری
نامجون:نه
ا.ت:اوکی تو بزار من برم لباسام رو عوض کنم و بیام
نامجون:باشه منم غذا هارو میارم
ویو نامجون:
به خاطر اینکه منو توی مدرسه ول کرد میخواستم یه کاری کنم که من زودتر از ا.ت اومدم خونه و استخر خونه رو تزیین کردم و یه پودر تحریک کننده هم خریدم
و رفتم داخل آشپزخونه و توی نوشیدنی ا.ت و خودم پودر تحریک کننده ریختم که از.ت اومد پایین
ویو ا.ت:
بعد از اینکه لباسام رو پوشیدم رفتم پایین و نامجون رو دیدم که سینی به دست داشت میرفت سمت مبل که نشست روش و شروع کرد به انتخاب فیلم که منم کنارش نشستم و شروع کردیم به دیدن همینطور که میگذشت فیلم داشت صحنه دار میشد و من بیشتر از قبل داشتم هورنی میشدم کاملا دیک بزرگ شده و تحریک شده ی نامجون رو میشد دید
ادامه دارد
- ۳.۲k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط