{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطر آخرین نگاهش، قلبمان را به آتش کشیده

خاطر آخرین نگاهش، قلبمان را به آتش کشیده
یاد آخرین کلام گرمش، سینه را مالامال اندوه کرده است
و در میان موجی از ناباوری
در حسرت نگاه با محبتش می‌سوزیم
دیدگاه ها (۱)

روزت پدر، می آید و بدجور دلتنگمیاد تماس آخرت، آن آخرین زنگمآ...

فکرش را هم نمیکردم ، روزی در قطعه ای از گورستان ، در فاصله ی...

اره جانم ,,,

پارت دوم رمان بلک پینککککک این یکی پارت خیلییی خوبه

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁸صدای اولین پرنده‌ها هنوز در جنگل ن...

🎭 آخرین نقشپارت دومفضای اتاق برای چند ثانیه کاملاً ساکت شد.ل...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۲ ‌آنیا سعی کرد نگاهش...

پارت هجدهم

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط