{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده

آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است /
شاید هوا سرد بوده است ، شاید موعد قرار تغییر کرده است /
خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است /
گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی / گفت : خوابی ! او سالهاست که دیر کرده است /
در آینه به خود مینگرم ، آه / عشق تو عجیب مرا پیر کرده است /
راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است…
دیدگاه ها (۴)

بگذار بگویم...!جذاب تریــــن جای دنیا آغوش توستجایی میان باز...

یونا سویونگ ته یون

اگر پادشاه بودم شک نکن صدای خنده ات را سرود ملی میکردم

هـــر کس هـــر جـــا که دلش مـــی خواهــــد ، بنشیند!امـــا ...

Part ¹⁴The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:خ...

Part ¹⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط