{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنه با عصبانیت پای تلفن:

زنه با عصبانیت پای تلفن:
این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟؟
مرد: عزیزم اون فروشگاه طلا فروشی رو یادته که از انگشتر الماس نشانش خوشت اومده بود، گفتی برات بخرم، اما اون روز من پول نداشتم، ولی گفتم که یه روز حتما اون انگشتر مال تو میشه...!؟
زن با صدای ملایمی گفت: بله عشقم...
مرد: من تو رستوران بغلیش دارم شام میخورم..شبم نمیام
دیدگاه ها (۲)

#ارباب‌سنگدل #پارت_4ا.ت ترسیده گفت : نه اشتباهی شده من کاری ...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

......پارت چهاردهم.....

برده عمارت جئون

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

پارت. 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط