*نام فیک:«دیـداریــی عجیب»

*نام فیک:«دیـداریــی عجیب»
(پارت:۷)
••••••••×××××××××××××××××××××××ו••••••
عاههههههه...
خوب شد لیا رفت داشتم می مردم.یعنی ..یعنی من واقعا عاشق اون دختر شدم .
وایی اگه تهیونگ بفهمه عاشق شدم من و می‌کشه.
عا فعلا بیخیال الان که لیا رفت فعلا باید برم شرکت.
وارد پارکینگ شدم ماشین و پارک کردم و رفتم توی ساختمون.
وقتی رفتم داخل همه چیز عجیب غریب بود.
وارد اتاق تمرین شدم .لامپ ها خاموش بود اما یدفه روشن شد و جیمین و جین پریدن جلو و منو ترسوندن.
گفتم:«خدا لعنتتون کنه این کارها چیه؟»
جیمین گفت:«ای شیطون دوست دختر بازی از تو بعید بود که سره تو هم اومد.»
گفتم نه بابا داری چی میگی اتفاقی بود.
تهیونگ گوشه ی اتاق وایساده بود و فهمیدم تمام این اتفاق ها زیره سره اونه.
همینطور که جیمین و جین داشتن خوشحالی می کردند من با خشم به تهیونگ نگاه می کردم.......

ادامه دارد........
دیدگاه ها (۳)

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

چند پارتی (درخواستی)

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

part 13

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

شرط نرسید ولی گذاشتمℙ𝕒𝕣𝕥 2 | دنیای انیمه«سئورا»نور خورشید مس...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط