{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروب ؛ صدای آهسته ی آمدن برف می آمد؛ ناگهان سنگینی سکوت ه

غروب ؛ صدای آهسته ی آمدن برف می آمد؛ ناگهان سنگینی سکوت همه جا را پوشاند.
دیدگاه ها (۰)

حکایت آقای احمدی نژاد قدیم با سید با من شعر طنز ۱۰ سال پیش م...

اردوگاه جنین یک شب و یک روز آخرین تجدید گفتم با تلاوت قرآن ش...

عکسی از دوران شروع انقلاب یه کم غریب نیست

شعری در مرثیه ی امام هفتم

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

- همیشه . .به انتهای گریه که می‌رسمصدای ساد‌ه‌ ی فروغ ،اَز ن...

اکثر ما آدم‌ها دیوانه‌وارمنتظرِ آمدن کسی هستیم ك خودمی‌دانیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط