{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱

ویو هیونا

امروز هق روز خیلی هق بدی بود هق بابام بخاطر هق اینکه براش غذا درست هق نکردم هق منو انداخت هق بیرون هق الان توی کوچه هق ها دارم راه هق میرم چقد هق بدبختم...با یه سایه بالا سرم خواستم به پشتم نگا کنم که بیهوش شدم

ویو کوک

واقعا کار مافیایی سخته..هعی

کوک:هوی ته

ته:ها

کوک:ها درد و مرض..میگم من یه سر میرم بار

ته:اوک..برو بای

کوک:بای

سوار ماشینم شدم و رفتم بار..
رسیدم به بار همیشگی...رفتم داخل و جیمینو دیدم که داشت با دخترا لاس میزد

کوک:هوی جیمین

همه دخترا با دیدنم جیغ زدن و اومدن سمتم

جیمین:به به ببین کی اینحاس داشم کوک

کوک:چطوری

جیمین:خوبم

میخواستم یچیز دیگه بهش بگم که صدای جیغ یه دختر از طبقه بالا اومد

کوک:این چی بود

جیمین:اوه..فک کنم درحال اهم اهم

کوک:او

اما انگار اینجوری نبود

کوک:من برم یه چکی کنم

با افراد جیمین رفتم داخل همون اتاق که صدای جیغ و گریه میومد

کوک:شما برید

&ولی

کوک:برید ( داد )

رفتم داخل..دیدم یه مرد گنده میخواد به یه دختر ۶،۷ ساله تجاوز کنه...





ادامه در پارت ۲...
خوبهههه؟🎀
دیدگاه ها (۲)

معرفییییی فیکککککاسم : فندق منشخصیت : هیونا ، کوک ، هیوک ، ت...

الان معرفی و پارت ۱ رو میذارمممم🎀

پارت ۸_ خفشو ( یه کشیده میزنش )× چرا منو میزنییی_ گمشو بیرون...

پارت ۵ویو کوکرفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..آروم لباس هارو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط