{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم

نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم
منی که زاده شدم شعر عاشقانه بگویم

به غم نشسته چنان باورم که باید از این پس
به خنده های خودم بغض شادمانه بگویم

برای بی کسی ام بس همین که حرف دلم را
نشد برای کسی جز اثاث خانه بگویم

بمان، انار برایت شکسته ام که غمم را
به این بهانه برای تو دانه دانه بگویم...
دیدگاه ها (۱)

در تاریکی چشمانت را جستمدر تاریکی چشم هایت را یافتمو شبم پر ...

اشتیاقم به تو مرا بی‌نهایت می‌کندو چون در اندیشه‌ام سایه‌بان...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ برخی از ما هرگز زندگی ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ "آدم ها" هم مثل "خانه ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑حـالـا کـه نـیـسـتـی شـعـر هـم مـجـال سـرو...

شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برای ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط