{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هدیه

پارت هدیه

باشههه قلبممم عمرممم جونممم.

+جبران شد همه کسم

واقعا ؟ خوبههه

از دستم گرفت و قدم زدیمم بین اون همه ادم
رفتیم نمیدونم کی بود ولی خیلی خانم محترمی بود ک سلام کرد و اونیکس منو ب اون معرفی کرد

+ایشون پرنسسم هستن

.خیلیی خیلیییی نازی قشنگم خشبختم منم پروفسور جمی هستم

منم همینطور
دست دادیم و بعد یکم گپ زدن ازشون دور شدیم و ب سمت میز رفتیم


۲ساعت بعد

اونیکس ی ۴۰ دقیقه ای میشع ک رفته پیش چن نفر منم ی چن نفر ک آشنا بودن وقت گذروندم و الانم بنظرم یکم هوایی تازه کنم بد نیس
توهمین فکر بودم ک ی زن اومد جلوم

_خانم ماری درسته؟

بله خودمم ؟

_شما با اونیکس نسبتی دارین؟

تو رابطه اییم میتونم بپرسم شما کی هستید؟

_آهان پس درست گرفتم اونیکس حالش بده حیاط پشتی خلوته اونجا رفتع بوده و ی چن نفر ناشناس بهش با چاقو ضربه زدن و فرار کردن

چییی چی دارییی میگی
واییی ن
سریع دویدم ب پشت با استرس و عجله رسیدم
تا ب خودم اومدم دیدم هیچکس اینجا نی
و حس کردم کسی پشتمه رومو خواستم برگردونم ک

دهنم  بسته شد و بعد چن ثانیه از هوش رفتم

اونیکس**

با بچه ها کلی گپ زدیم الانم دارم ب ماری زنگ میزنم بوق میزنه ولی جواب نمیده احتمالا نمیشنوه
یکم اینور اونورو چک کردم ولی نیست
ادم زیاده تا پیداش کنم طول میکشع
ب بادیگاردا گفتم بگردن خودمم همینطور ب گشتن ادامع دادم

بعداز ۱۵ دقیقه

کجاستتتتتتت
همه جارو بگردین زود باشین!

ماریی؟ کجایییی؟

/آقا بخدا پیداش نمیکنیم

گو میخوری مردک ی بار دیگه بگو زبونتو بکشم از حلقت بیرون
گمشو همین الان!

/چچ چَشَمم آاقاا

هوففف کجاس پس
دیدگاه ها (۷)

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

KIM V

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط