شازده کوچولو وقتی که بی حال و نیمه جان بر روی زمین افتاده
شازده کوچولو وقتی که بی حال و نیمه جان بر روی زمین افتاده بود
زیر لب به گل اش که حالا سیاره ها با او فاصله داشت گفت:
اگر گلم بودی، اگر به من میفهماندی که گاهی! فقط گاهی به من فکر میکنی...
هرگز این سفر را شروع نمیکردم...
زیر لب به گل اش که حالا سیاره ها با او فاصله داشت گفت:
اگر گلم بودی، اگر به من میفهماندی که گاهی! فقط گاهی به من فکر میکنی...
هرگز این سفر را شروع نمیکردم...
- ۶۵۲
- ۰۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط