{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه فلش بک

ادامه فلش بک
ویو جونگکوک
نمی‌دونم چرا اما سریع شلیک کردم
™د..دوست دارم پسرم..
میخواستم برم سمت مادرم که از دستم گرفت
$هوممم تو میتونی در آینده نه‌چندان دور به دردم بخوری...جئون جونگکوک
-ماماننن
پایان فلش بک

ویو جونگکوک
چرا؟فاک بهم چرا داشتم جلو بردم گریه میکردم؟دست خودم نبود
+م..من‌..من متاسفم (گریه)
سریع اشکامو پاک کردم و یه ابرومو بالا دادم
-چرا اونوقت؟
+من..من بهت گفتم بی احساس (گریه)
تک خنده ای کردم و گفتم
-عب ندارع عوضش تا سر حد مرگ شکنجه شدی یادته؟
+ت..تو داری میخندی؟(گریه)
+اصلا میفهمی چه بلایی سرت اومده؟(گریه)
با تعجب به چشمای اشکیش خیره شدم
-خب تو چرا گریه می‌کنی
+چون..چون تو اجازه نداشتی گریه کنی..من به جات گریه میکنم( بغض)

جدی شدم...دوباره اون حس..اون حسه

-بسه دیگه...داری سعی میکنی با حرفات اخلاقمو درست کنی؟بی فایدست فقط بهت گفتم که دست از سرم برداری

+ن..نه من قول میدم دیگه اذیتت نکنم دیگه ازت نافرمانی نمیکنم تا اذیت نشی

اون حسه ترحم
-لازم نکرده تو به فکر من باشی
+تو خیلی جذابی میدونستی؟

زبونم و تو لپم فرو کردم

-ارع
+فقط خیلی بد اخلاقی

-قرار نبود دختر خوبی باشی؟اهان راستی بزودی باید رابطه داشته باشیم...باید سریع پسر بیاری برام
+حتی اگه پسر باشه...میخوای باهاش اونطوری که باهات رفتار شد رفتار کنی؟(بغض)
دیدگاه ها (۱۴)

ویو جونگکوک محاله بزارم پسرم هم عین خودم درد بکشه!ولی اگه دخ...

+دلم برای خودم میسوزه..رفت و منو با اون صدای لعنتی تو مغزم ت...

ویو آت حالش..حالش خیلی بد بود لعنت بهم...صدای نفس نفس زدنای ...

+اصلا مگه تو هم احساس داری (چشم غره)با حرفی که زد دوباره بغض...

(ادامه فلش بک)ویو جونگکوک دم در بودیم و جیسو رو بزور آوردن ا...

-مامان من..من بخاطر تو و بابا مهربون میمونممامانش انگشت کوچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط