{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی شیرین من

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋

🌑پارت9

ا.ت:اوهوم

کوک:(باید ی روز رد مرتیکه رو بزنم و حالش رو جا بیارم)خوشگلم؟الان بهتری؟

ا.ت:آره...بهترم(به بیرون خیره شد)

کوک:(دستش رو گرفتم که برگشت و با اون چشمای خوشگلش بهم نگاه کرد.رسیدیم ساحل که دیدم زود پیاده شد و رفت روی شن ها و کفشاش رو دراورد و کنار دریا دوید)هیی وایسا منم بیام

ا.ت:بدو بیااااا

کوک:(رفتم پیشش و تو بغلم گرفتمش و تو هوا چرخوندمش که دستای کوچیکش رو روی شونه هام گذاشت و بلند میخندید.غروب آفتاب روی صورت و موهاش افتاده بود و رنگ موهای زیباش رو کمرنگ تر کرده بود)چرا انقدر خوشگلی؟

ا.ت:کوکیییی منو بزار زمیننننن

کوک:اوه ببخشید(خندید)حواسم نبود

ا.ت:اشکالی نداره....میشه...قدم بزنیم؟

کوک:هرچی خوشگل خانوم بگه

ا.ت:(قلبم تند میتپید.عاشق خنده هاش.موهاش و همه چیزش شده بودم.من...برای اولین بار حس عشق رو تجربه کردم)کوکی

کوک:جانم خوشگلم

ا.ت:هیچی...میگم...میشه بریم؟سرد(جونگ کوک نزاشت حرف ا.ت تموم بشه سویشرتش رو در آورد و دور آ.ت پیچید و اون رو توی بغلش گرفت)هیییی میتونم راه برمممم

کوک:ششش خودم میبرمت خانوم کوچولو

ا.ت:این لقبارو از کجا میارییی

کوک:چیکار داری جوجه

ا.ت:یاااااا من جوجه نیستم

کوک:باشه پرنسس

ا.ت:هومم الان شد...کوک...سردت نیست؟

کوک:نه خوبم
دیدگاه ها (۰)

دو پارتی وانیل کوچولوی من لارا:دختر آروم و خجالتی و مهربون و...

مرسی خوشگلم🛐🎀

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋🌑پارت8ا.ت:ولم کننننننن کوکککک کمکککک ی...

فردا ۴پارت از برادر ناتنی شیرین من میزارم و درخواستی بدید او...

"سرنوشت " p,۵۶....جیمین : الانن.جولیا خوراکیا رو اماده کرد و...

عضو هشتم بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط