{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Love in the dark

Love in the dark①⑨

ا/ت: صبحانه باید چیز گرم بخوری نگران بودم گلوت درد بگیره بخاطر همین شیر گرم کردم بخوری
کوک: باشه
ا/ت: من میرم پایین
کوک: ا/ت یه لحظه
ا/ت: بله
کوک: من باید دوش بگیرم اما خیلی احساس خستگی میکنم میتونی کمکم کنی
ا/ت: باشه
کوک: من با لباس میرم تو وان تو میتونی موهام رو بشوری
ا/ت: باشه
کوک: ممنون
ا/ت: باشه آماده شو من الان میام
رفتم اتاقم موهام رو بستم و رفتم داخل حمام اتاق جونگکوک
کوک: تو که دیشب من رو بدون لباس دیده بودی لباسم رو در میام فقط شلوار میپوشم
ا/ت: باشه
جونگکوک رفت داخل وان نشست و اه بلندی کشید
ا/ت: دوش آب گرم هم خیلی خوبه
دوش رو روی موهای جونگکوک قرار دادم که خیس شدن
ا/ت: از کدوم شامپو استفاده میکنی؟
کوک: این سفیده
ا/ت: این؟
کوک: آره این
شامپو رو برداشتم ریختم روی دستم و بعد زدم به موهاش و شروع کردم به ماساژ دادن
کوک: خیلی حس خوبیه مرسی
ا/ت: خواهش میکنم
و بعد دوش رو گرفتم رو موهاش و موهاش رو شستم
کوک: خیلی بدنم درده
ا/ت: اجازه هست؟
کوک: که چی؟
دستم رو گذاشتم رو شونه هاش
ا/ت: ماساژت بدم
کوک: راحت باش
شروع کردم به ماساژ دادنش

بعد از چند دقیقه
ا/ت: الان باید لیف بکشم بدنت رو
شروع کردم به لیف کشیدن و بعد رسیدم به عضلات شکمش دستم رو گرفت
کوک: چیکار میکنی نکنه میخوای بری پایین تر؟
ا/ت: نه نه
سریع دستم رو از دستش جدا کردم
ا/ت: تمام شد میرم بیرون بیا توهم برو لباس بپوش
کوک: باشه ممنون
سریع از اون اتاق رفتم بیرون و اتاق خودم داخل آینه خودم رو دیدم
ا/ت: آروم باش ا/ت تو میتونی خودت رو کنترل من
نفس عمیقی کشیدم و رفتم طبقه پایین

چند دقیقه بعد
کوک: صبحانه چی گذاشتی؟
ا/ت: شیر گذاشتم عسل گذاشتم و خیلی چیزهایی که گرم هستن نیمرو هم درست کردم
کوک: ممنون
ا/ت: خواهش میکنم موهات رو خشک کردی
کوک: آره
ا/ت: پس نوش جان بخور
کوک: توهم بشین
ا/ت: باشه
شروع کرد به خوردن شیر که نگاهی بهم کرد
کوک: ا/ت
ا/ت: بله
کوک: تو امروز نباید میرفتی مصاحبه؟
ا/ت: نرفتم
کوک: نرفتی؟ چرا؟ گفتی که این شرکت هر سه سال یه باری میشه مصاحبه داد پس چرا نرفتی؟
ا/ت: سه سال دیگه صبر میکنم مهم نیست
کوک: دیوونه شدی؟ چرا نرفتی؟
ا/ت: حالا من نمیخوام بگم میخوای دهنم رو باز کنی اره نرفتم بخاطر تو چون نگرانت بودم نمیتونستم تنهات بذارم..
کوک: ولی.. خیلی دوست داشتی بری
ا/ت: مهم نیست سلامتی تو مهم تره بنور صبحانه رو تا سرد نشده ناهار هم خودم درست میکنم چیزهای گرمم سوپ هم درست میکنم نباید بری بیرون باید امروز کانل خونه باشی تا خوب بشی دیشب خیلی فیلم پیدا کردم میتونی ببینی
کوک: چرا اهمیت میدی بهم؟
ا/ت: من همیشه مهربونم با همه نه فقط یک نفر..


#فیک
#سناریو
#جونگکوک
#کوک
#عشق_در_تاریکی
دیدگاه ها (۲)

Love in the dark②⓪چند هفته بعدا/ت: وایی چانگمی لولی شما اونج...

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط