{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم و می خواستمت ، تا نفسم بود

می خواهم و می خواستمت ، تا نفسم بود
می‌سوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود

عشق تو بَسَم بود، که این شعله ی بیدار
روشنگر شب‌های بلند قفسم بود
دیدگاه ها (۴)

چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودنداما حال...

4شهریور1394 چهارشنبه

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

انگشت‌های بیشتری می‌خواهمتا با همه‌ی آنها به تو اشاره کنمو ف...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

شهید سید مرتضی آوینی:

تو” را،براى تمامِ روز هاى خوبى كه هنوز نيامده است،مى خواهم.....

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

موسیقی

شب‌ها که خوابت نمی‌برهو بی‌دلیل تو رختخواب غلت می‌زنیشاید کس...

فراتر از خویش

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط