{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند قاتل

لبخند قاتل
پارت¹³

ویو کلارا
گوشیم رو برداشتم و اولین اسمی که به ذهنم میومد
"سلین"
روی اسمش زدم و تماس برقرار شد
بعد تز چند بود جواب داد

^الو؟

~سلین یه نفر دنبالمه

چند ثانیه صدایی از پشت تلفن نیومد

^کلارا آرامش خودتو حفظ کن و تحت هیچ شرایطی واینستا،فقط برو سمت خونه

تماس رو قطع کردم و سرعت رو بیشتر کردم

ویو یونگی

جونگ کوک پشت فرمون نشسته بود
از پنجره به ماشین جلویی نگاه کردم

°اون ماشینی که کلارا رو تعقیب میکنه،مال ما نیست.

جونگ کوک اخم میکنه

•میدونم

°نذار بهش برسه

همین که جونگ کوک پاشو زوی پدال گاز فشار میده،اون ماشین ناگهان وارد یه خیابون فرعی میشه و از دیدمون خارج میشه

•لعنتی

جونگ کوک سرعت ماشین رو کم میکنه؛حالا کلارا از دیدمون خارج شده بود

یعنی اون کی میتونه باشه؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

لبخند قاتلپارت¹⁴ویو سلینهمونجوری که داشتم با کلارا حرف میزدم...

لبخند قاتلپارت¹⁵ویو جونگ کوکسمت ماشینم رفتم که با صدای یونگی...

لبخند قاتلپارت¹²ویو کلاراروی تختم دراز کشیده بودم و با گوشیم...

لبخند قاتلپارت¹¹ویو یونگیهمچن مرد ناشناس رو داشتم تعقیب میکر...

لبخند قاتلپارت¹⁰ویو سلین با کلارا از کافه بیرون اومدیمچون ما...

لبخند قاتلپارت²⁶ویو سلیناز وقتی از خونه بیرون اومده بودم، حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط