لبخند قاتل
لبخند قاتل
پارت¹⁵
ویو جونگ کوک
سمت ماشینم رفتم که با صدای یونگی وایسادم
°جونگ کوک منم میام
مخالفتی نکردم،بعد از اینکه یونگی اومد سمت همون خیابونی رفتیم که کلارا رو تعقیب کرده بودن؛ماشین رو پارک کردم،یونگی داشت با تلفن حرف میزد پس پیاده شدم تا یونگی بیاد
حدود چند دقیقه اطراف رو بررسی کردم که چشمم میخوره به رد لاستیک روی آسفالت
خم میشم و با دستم لمسشون میکنم
همون لحظه صدای قدم هایی از پست سرم میشنوم
آروم برگشتم اما کسی نبود،فقط یه کاغذ تا خورده روی زمین افتاده بود
کاغذ رو برداشتم،روی کاغذ فقط یه جمله نوشته شده بود
"فکر کردی از دستم خلاص شدی؟"
برای چند ثانیه به کاغذ خیره شدم
همون لحظه یونگی اومد
°چیشده؟
کاغذ رو تو دستم مچاله کردم
•هیچی
سوار ماشین که شدیم خودمو تو آینه نگاه کردم،رنگم پریده بود
°اون زندس...مگه نه؟
به جاده خیره شدم،هیچی نگفتم
ادامه دارد...
پارت¹⁵
ویو جونگ کوک
سمت ماشینم رفتم که با صدای یونگی وایسادم
°جونگ کوک منم میام
مخالفتی نکردم،بعد از اینکه یونگی اومد سمت همون خیابونی رفتیم که کلارا رو تعقیب کرده بودن؛ماشین رو پارک کردم،یونگی داشت با تلفن حرف میزد پس پیاده شدم تا یونگی بیاد
حدود چند دقیقه اطراف رو بررسی کردم که چشمم میخوره به رد لاستیک روی آسفالت
خم میشم و با دستم لمسشون میکنم
همون لحظه صدای قدم هایی از پست سرم میشنوم
آروم برگشتم اما کسی نبود،فقط یه کاغذ تا خورده روی زمین افتاده بود
کاغذ رو برداشتم،روی کاغذ فقط یه جمله نوشته شده بود
"فکر کردی از دستم خلاص شدی؟"
برای چند ثانیه به کاغذ خیره شدم
همون لحظه یونگی اومد
°چیشده؟
کاغذ رو تو دستم مچاله کردم
•هیچی
سوار ماشین که شدیم خودمو تو آینه نگاه کردم،رنگم پریده بود
°اون زندس...مگه نه؟
به جاده خیره شدم،هیچی نگفتم
ادامه دارد...
- ۸۲۶
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط