گفتم بالاخره که فراموش میکنی

گفتم: "بالاخره که فراموش میکنی.
اینطوری نمیمونه
نفس عمیقی کشید و گفت:
یاد بعضی آدم ها هیچوقت تمومی نداره
با اینکه نیستن
با اینکه رفتن،
ولی هیچوقت خاطره هاشون تموم نمیشه"
گفتم:
ولی همین که نیستش
کم کم همه چی تموم میشه.
گفت:
بودن بعضی از آدما،
تازه از نبودنشون شروع میشه...

#پست_جدید
دیدگاه ها (۱)

رسیدی، با حضورت ای دوای درد بی درمان!دمار از روزگار بی‌همآغو...

دوباره مے نویسمتاگر در شعرهایم هم نیامدے هیچ خیالے نیستفصل ب...

غمگینم....مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم،که لبخندش، دیگران را م...

دوستان خوبمروز زیبـاتـون بخیرروزگارتون پراز آرامشدستتون پر ر...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۳۲ فصل ۳ ) مبل دراز کشیدم. گوشیم روي م...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۲ جیمین چیه؟ یه جزیی از من پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط