{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part:⑥
دکمه ی لباست رو بست بعد
(لارا←☆)
(تهیونگ←♡)
☆:الان دقیقا ما چیکار کردیم؟
♡:کار خاصی نکردیم تازه شبم باهات کار دارم فعلا بریم اتاقو بهت نشون بدم
☆: چی؟ 😳
باشه
♡: همین که گفتم تازه بهم نگفتی ددی
☆:ببخشید ددی😔
♡:عیب نداره بیب
شما رفتید توی عمارت داخلش انگار از بیرونش بزرگتر بود
(ویو لارا)
چه باحاله خیلی قشنگه وای خیلی پله داره من توان ندارم]
♡:اِم میدونم نمیتونی بیای بالا بیا من میبرمت
☆: چجوری میخوای منو ببری
♡: بقلت میکنم بیا بقلم
(ویو جونگکوک)
یعنی واقعا عاشقشه پس ولش کن دیگه اون دختر به ت.خ.مم نیست]
☆: چی؟
باشه ددی
تهیونگ بقلت کرد بردت توی اتاق انداختت رو تخت چند بار بوست کرد ولی تو بجای اینکه بگی نکن خندیدی
♡:درست دیدم الان خندیدی
چون خیلی خوشحال بود چندبار لبتو مکید و توهم همراهی کردی
(نویسنده)
الان جین بهترین دوست تهیونگ سر اشپز و هکر تهیونگِ]
(جین←#)
#: داداش با زنت بیا پایین غذارو درست کردم بیا الان سرد میشه
♡: باش داداش
(نویسنده)
توی سناریو همه اعضا همونن که هستن فقط دوستی هاشون فرق
میکنه نامجون بهترین رفیق شوگاعه جیهوپ و جیمین بهترین دوست های جونگکوکن[
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت بعد میفهمید اعضا چیکارن برای پارت هفت ده تا کامنت
دیدگاه ها (۱۱)

@kim_klova.jennie@kim.lony

قطعا دومی🤭😝راستی ۷۰ تایی شدنمون مبارک

part:⑤ شروع کرد ...

part:④ تو تا چشمت به ...

part:③ تو رفتی اماده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط