{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اش میان این سوت

ڪاش میانِ این سڪوت
وانزوایِ بے رحمانه

ڪسے از راه مے رسید...
ڪسی ڪه تڪیه گاه مے شد

ڪسے ڪه با لحنی
محڪم و عاشقانه مے گفت:
نگران نباش من هستم.....
دیدگاه ها (۱)

شایـــــد ســــــال ها بعددر گــــــــــذر جاده هابے تـفاوت ...

نمے دانم میانِ ڪدامین شب از پایـ🍁ـیزگُمَت ڪردمڪه از هر ڪُجای...

قدرِ همو بدونيم!شايد روزایِ خوبمون همينايی هستند كه دارند ...

هیچ وقتتمام خودت را به راحتی سهم کسی نکن چون آدما چیزی را که...

ادامه داستان 🎀 سانمی:خب اول کجا بریم 🤔میتسوری: من میگم بریم...

عشق بی‌پایان 🤍🫀𝚙𝚊𝚛𝚝 𝟹✰❀هوای پاییزی حیاط مدرسه، جای خودش را ب...

The sound of bells part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط