part_1●━━━━━━─────── ♪♥️ ㅤㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤㅤㅤ↻
part_1●━━━━━━─────── ♪♥️ ㅤㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤㅤㅤ↻
سلام من آوینم و24سال سن دارم و بسیار هم شیطون هستم و کودک درونم هنوز فعال است.
حالا نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی من بسیار زیبا،مودب،خانوم هستم.
من یه صورت گرد با پوست سفید دارم.
چشم های خاکستری کشید با مژه های بلند و پر که آرزوی هر دختریِ.
بینی عروسکی با لب های متناسب با صورتم و لب هام یک جوری که انگار ژل زده شده.
موهام هم که لخت و طلایی است و بسیار بلند. از این همه تعریف فهمیدید که خیلی خوشگلم
و یه چیزه دیگ این که لیسانس حساب داری ارشد هم دارم. و از یک خانواده پولدار هستم.
امروز یک مصاحبه با بهترین دکتر تهران رو دارم برای منشی.
رفتم جلوی آینه قدی و به خودم توی آینه نگاه کردم.
یه مانتو مشکی چرم با یک شلوار جذب با نیم پوتین هایی که پوشیده بودم رو چک کردم.
یک خط چشم گربه ای کشیده بودم که چشم هام رو دو برابر جذاب میکرد.
رژ قرمز با ریمل.
خیلی خوب شده بودم یه ب.و.س برا خودم توی آینه فرستادم و از اتاق بیرون رفتم.
-مامان من رفتم
مامان از آشپز خونه با اون ملاقه توی دستش بیرون اومد و یک نگاه به من انداخت اخماش تو هم رف
+مگ میخای بری عروسی عمت اینجوری خوشگل کردی
-وااا!مامان
+مامان و مرض
-بزار برم دیگ
+این بار آخرت باشه برا اون دکتر پفیوز اینجوری خوشگل میکنیا
رفتم یه ماچ آبدار روس لپ مادمازل کاشتم و گفتم:
-چشم...
فعلا
و از خونه زدم بیرون.رفتم تا سوار ماشینم بشم که یهو....
سلام من آوینم و24سال سن دارم و بسیار هم شیطون هستم و کودک درونم هنوز فعال است.
حالا نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی من بسیار زیبا،مودب،خانوم هستم.
من یه صورت گرد با پوست سفید دارم.
چشم های خاکستری کشید با مژه های بلند و پر که آرزوی هر دختریِ.
بینی عروسکی با لب های متناسب با صورتم و لب هام یک جوری که انگار ژل زده شده.
موهام هم که لخت و طلایی است و بسیار بلند. از این همه تعریف فهمیدید که خیلی خوشگلم
و یه چیزه دیگ این که لیسانس حساب داری ارشد هم دارم. و از یک خانواده پولدار هستم.
امروز یک مصاحبه با بهترین دکتر تهران رو دارم برای منشی.
رفتم جلوی آینه قدی و به خودم توی آینه نگاه کردم.
یه مانتو مشکی چرم با یک شلوار جذب با نیم پوتین هایی که پوشیده بودم رو چک کردم.
یک خط چشم گربه ای کشیده بودم که چشم هام رو دو برابر جذاب میکرد.
رژ قرمز با ریمل.
خیلی خوب شده بودم یه ب.و.س برا خودم توی آینه فرستادم و از اتاق بیرون رفتم.
-مامان من رفتم
مامان از آشپز خونه با اون ملاقه توی دستش بیرون اومد و یک نگاه به من انداخت اخماش تو هم رف
+مگ میخای بری عروسی عمت اینجوری خوشگل کردی
-وااا!مامان
+مامان و مرض
-بزار برم دیگ
+این بار آخرت باشه برا اون دکتر پفیوز اینجوری خوشگل میکنیا
رفتم یه ماچ آبدار روس لپ مادمازل کاشتم و گفتم:
-چشم...
فعلا
و از خونه زدم بیرون.رفتم تا سوار ماشینم بشم که یهو....
- ۲.۹k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط