{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودم را سرزنش کردم که تا کِی خویشتن داری؟

خودم را سرزنش کردم که تا کِی خویشتن داری؟
هنوزم خنده هایت را به این دنیا بدهکاری
صدایت را که می‌لرزد ، گلویت را که می‌گیرد
به سختی می‌شود گاهی غرورت را نگه داری!
ببندی چَشم بر دنیا ، نبینی غیر او حتی
و برزخ های پی در پی به جرم این خودآزادی
شکایت کرده ای اما خودت را متهم کردی
حقیقت را عوض کردی ! نه از روی فداکاری!
بدون شک شبیه شعرهایم می‌شوم گاهی
پر از امید های تلخ و حسرت های تکراری
برای بخت وارونه جهان وارونه می‌گردد
همیشه زندگی کردم به وقتِ مرگِ بیداری
ملالی نیست ، میخندم به حال و روزم این شب ها
مصیبت می‌شود دنیا نقاب از چهره برداری!
دیدگاه ها (۵)

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط