{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد تو شهر سراسر همه زندان شده است

بعد تو شهر سراسر همه زندان شده است
بید مجنونِ سر کوچه چه لرزان شده است
بعد تو هیچ گلی فرصت لبخند نداشت
نرده ی باغچه هم صحبت گلدان شده است
باد و بوران شده هرروز و به هر ثانیه ام
شبِ وحشت زده هم کاسه ی شیطان شده است
در دلِ باغِ هنر جای تو خالیست بیا
بعد تو زاغ و زغن مرغ خوش الحان شده است
و سرودم غمِ دل را به سراپرده ی شعر
اینچنین بود قلم ...گوش به فرمان شده است
خط به خط واژه به واژه تب شعرم بالاست
غزلم شیوه ای از سبک خراسان شده است
تاج گل بر سر گلواژه ی مستی زده ام
لقبم شاعر رندی ست که باران شده است
میروم، میروم از خود به غریبی برسم
هم قدم با دلِ من پای خیابان شده است
دیدگاه ها (۳)

خودم را سرزنش کردم که تا کِی خویشتن داری؟هنوزم خنده هایت را ...

‍ ‍ ‌‍‌دستم رسید میوه ی نزدیک! چید‌َمَتاز شاخ و برگِ خاطره ب...

با نگاهت عاشقم ڪردی،‌ دلم دیوانه شد خنده بر لب شاعرم ڪرد...

پاییز می رود و من تمامِ خاطره های پاییزانه ی مان را در صندوق...

تک پارتی سوکوکو نوشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط