{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد تو شهر سراسر همه زندان شده است

بعد تو شهر سراسر همه زندان شده است
بید مجنونِ سر کوچه چه لرزان شده است
بعد تو هیچ گلی فرصت لبخند نداشت
نرده ی باغچه هم صحبت گلدان شده است
باد و بوران شده هرروز و به هر ثانیه ام
شبِ وحشت زده هم کاسه ی شیطان شده است
در دلِ باغِ هنر جای تو خالیست بیا
بعد تو زاغ و زغن مرغ خوش الحان شده است
و سرودم غمِ دل را به سراپرده ی شعر
اینچنین بود قلم ...گوش به فرمان شده است
خط به خط واژه به واژه تب شعرم بالاست
غزلم شیوه ای از سبک خراسان شده است
تاج گل بر سر گلواژه ی مستی زده ام
لقبم شاعر رندی ست که باران شده است
میروم، میروم از خود به غریبی برسم
هم قدم با دلِ من پای خیابان شده است
دیدگاه ها (۳)

دیشب اینجاکه نبودی نــم بــــاران زده بــــــودتب شعــرم ب...

روی هر بیت از غزل از تو نشانی داشتمبا تو در پایان شعرم گفتما...

عاشقانه

در وصف تو گفتم غزلی ،ناب درآمد!همرنگ خودت قافیه مهتاب درآمد ...

با هر چه صداست تو را می خوانم ؛امشب در ایـن چهار دیواری ،ڪه ...

چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزممژگانِ تو امواجِ تماشاست عزیزمب...

حال دلتون کوک ❣️❣️❣️❣️چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزممژگانِ تو...

چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزممژگانِ تو امواجِ تماشاست عزیزمب...

آه ای کاش دلم این همه دلتنگ نبودکاش لب های تو با من به سر جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط