{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part⁷⁵

آنیسا: ولم تُن میتام بِتابَم تابَم میاد

دوروک‌: اما پرنسس دیگه ظهر شده بلند شو دیگه دلم می‌خواد اون چشای خوشگلتونو ببینم پرنسس

دوروک‌: چشمای درشت خرمایی شو مالید و کم کم باز کرد

آنیسا: سلااااااامممم
چرا نمیزارین بتابم

دوروک: سلام پرنسس
اما خوشگله دیگه ظهره مامان صبحونه آماده کرده بلند شو بریم پاشو

آنیسا: چشم
شما دیشب ایندا موندی!؟😀

دوروک‌: آره روی مبل خوابم برد

آنیسا: عههههههه.. دستت چی شده🥺

دوروک‌: هیچی یه کوچولو درد می‌کنه
چیز مهمی نیست

آسیه: چِدوری ایندویی شد

دوروک‌: پام لیز خورد افتادم اما الان خوبم

آنیسا: الان درد می‌تُنه😢

دوروک‌: یکم🥲
اما فکر کنم وقتی یه پرنسس یه بوس بکنه فکر کنم همون یکمم خوب بشه🙃

آنیسا: اوییی😚 (میبوستش)

دوروک‌: اوفففففففففففففف
حالا خیلی دستم خوب شد😍😄

آنیسا: پس تِرا اینو باز نمی‌تُنی

دوروک‌: عهههههه... چرااااااااا ..
چونکه این باید یکم بمونه که مطمئن شیم که واقعاً خوب شده یا نه
حالا میای بریم یا نه چونکه من خیلی گشنمه

آنیسا: منم تِیلی دُشنَمه😄

دوروک‌: خیلخب پس بلند شو تا مامان همرو نخورده

آنیسا: هیییییییی😱 بریم

دوروک‌: یواش یواش...
دیدگاه ها (۰)

Part⁷⁶آسیه: لباسامو عوض کردم و رفتم یه میز صبحونه قشنگ چیدم ...

Part⁷⁷دوروک‌: کجا رفت با این عجلهآسیه: رف دست و صورتشو بشوره...

Part⁷⁴دوروک‌: واااااااااااااااااااییییی ماماااااااننننآسیه م...

Part⁷⁴آسیه: ایبیکهههه😤رفتم پیش دوروکدوروک‌: رفتآسیه: آره رفت...

P5🐣-میا گرسنه نیستی؟&نه زیاد تو مدرسه یه چیزای خوردم-چی خورد...

ظظ ظظچند پارتی وقتی دوستید شروع پارت ۱ : ات : خدایا چقدر بد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط