{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام که برای دلم هوار کنم

نشسته ام که برای دلم هوار کنم
جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟

اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم
اجازه هست که نفرین به روزگار کنم؟

نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است
چگونه این همه پاییز را بهار کنم؟

چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید
خدا نیاورد آن روز را فرار کنم

من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید
ازین دو تا به کدامینش افتخار کنم
دیدگاه ها (۳)

باشه باشه چشم همین الان میکپم

خدایا...قصه وکالت را زیاد شنیده اماما قصه وکیلی چون تو را نه...

از دنیا دل کندمبحث عشق و عاشقی نیستخم شد کمر اعتمادهایم...ای...

من هنوزم عاشقم اما تو عاشق نیستیسینه خشک مرا حتی شقایق نیستی...

پارت ۳ | آدم‌هایی که کم‌کم من را برگرداندندورود به دانشگاه ب...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپارت ۳شروع.سلین . بهم دست ن...

«نگاه ممنوعه»**Part 4 — The Line We Shouldn't Cross** درِ ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط