{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی
پارت ۳
شروع.
سلین . بهم دست نزن
ته. چی حق ندارم به اموالم دست بزنم
سلین . گفتم بهم دست نزن من اموال کسی نیستم من کیم سلین نیستم جانگ سلینم
ته . نه تو دختر منی خواهی بود هیچی تغیر نمیکنه
سلین غش کرد ته سریع بغلش کرد
ته اومد پایین
ته. دیگه حق ندارید اسمشم به زبون بیارید مگرنه جاتون گوشه قبرستونه
فامیل سلین دوباره کیم شده بود
ویو سلین
بیدار شدم رو تخت خواب خودم بودم یکی داشت صورتم نوازش میکرد
سلین . تو کی هستی
ته. منم پرنسس
سلین . بهم دست نزن
سلین از جاش بلند شد گلدون شکست شیشه رو گرفت سمت ته
ته . سلین چیکار میکنی بزارش زمین
سلین . ازن دور شو مگرنه میکشمت ازم دور شو
سلین داشت محکم دستش با شیشیه که خون اومد
ته . اگه میخوای بزن فقط اون دستای نازنینت خونی نکن باشه دستات زخم شده
ته یهو شیشه از دست کشید بیرون محکم سلین بغل کرد که سلین نمیتونست تکون بخور انگار تو بغل ته حبس شده بود خواب رفت
ساعت ۸ صبح
سلین از خواب بیدار شده بود دست ته رو پاش بود که نتون پاشه
سلین . بابا تو مافیایی
ته. چی گفتی
سلین . گفتم تو مافیایی
ته. .....
سلین. جواب بده دیگه
ته. گریه نکن باشه
سلین. باشه اما جواب بده بابا
ته. آره
سلین. چی
ته. من مافیام این هیچ چیزی تعقیر نمیده نه فامیلت عوض میشه نه پدر مادرت و نه چیز دیگه درضمن دیگه بدون اجازه نمیری بیرون مگرنه من میدونم باتو میدونی چقدر دنبالت گشتم
سلین. باشه اما من باهات قهرم قرارم نیست حالا اشتی کنم آقای کیم
سلین پاشد اومد پایین
جونیور. سلام ته تغاری نبوری اذیت کنم
سلین. خدایا من تد زندگی قبلیم چه گناهی کردم گیر ای احمق افتادم
سلین رفت بغل ات
رفت پای میز همه نشسته بود
سلین کنا ته نشست هی صندلی می‌کشید اونور ته صندلیش کشید نزدیک خودش
ته . انقدر صندلی تکون نده پرنسس
سلین. باشه

پایان
دیدگاه ها (۰)

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی...پارت ۴شروع ‌.ات. جونیور ب...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپارت ۲شروع.ته گوشی سلین روشن...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی(بله اینجا هم نارنگی وجود ...

پارت آخرشروع(لباس ات)( خدایا کی برای فرار همچنین لباسی میپوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط