آزمودم عقل دوراندیش را

‌ آزمودم عقلِ دوراندیش را...
دیدم گاهی
آن‌قدر می‌سنجی،
که دیگر نمی‌چشی
آن‌قدر می‌ترسی،
که دیگر نمی‌روی
آن‌قدر می‌فهمی،
که دیگر نمی‌فریبی—
حتی دل خودت را....
و اینجاست که ...
مولانا فریاد می‌زند:
پس از این،
دیوانه سازم خویش را
نه دیوانهٔ بی‌خرد
که دیوانهٔ دل،
دیوانهٔ شهود،
دیوانهٔ رهایی
گاهی باید
به عقلِ وسواسیِ محافظ گفت: ساکت باش!
دل می‌خواهد تجربه کند،
بی‌واسطه...
حتی اگر زخم بخورد
حتی اگر ببازد...
چون این‌بار،
خودش را خواهد یافت...💐
.
.
.
#مولانا
#شعر_فارسی
#عقل_و_دل #عرفان #شور_زندگی
#دل_آزاد #رهایی
دیدگاه ها (۰)

نگاه آشنا نگاهی که دعوت می‌کند اما پس می راند نگاهی که آشنای...

زندگی بعضی ها مون به دو نیمه تقسیم میشه ؛نیمه‌ای که در آن ...

آواز عاشقانه ی ما در گلو،شکست..حق با سکوت بود....صدا در گلو ...

من شیفته خیره شدن به آسمان پس ازغروب ام؛غَرق شدن درموسیقی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط