{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر روزی دختری داشتم

اگر روزی دختری داشتم
در کنارِ خواندن و نوشتن و پیانو و رقص باله و ...
به او “بیان احساسات”را یاد خواهم داد.
که اگر روزی لبریز از شادی یا خشم شد ،یاد بگیرد فریاد بزند لبخند ها و اشک هایش را.
که بداند تیغ نابرابری همیشه بر روح ما خط می اندازد، اما باید در مقابلش ایستاد و مبارز و محکم،سرود بوسه و عشق سر داد.
تا بداند که “احساسات”محکم ترین سلاح زنان است.
زنان هیچ وقت سکوت نخواهند کرد و در این جنگ نابرابر که پایانی هم ندارد پیروزِ میدان،همان کسی است که بتواند با معجونِ شجاعت و احساس و عشق،تمام نفرت ها و خشم هارا به خوابی عمیق فرو ببرد.
به او یاد می دهم که بفهمد اگر چه قلب کوچکش ظرفیت هزاران پاییز و بهار را دارد،اما به هیچ کدام از غم هایش اجازه ندهد که در آن ته نشین شود.
در هر لحظه که احساسات به سراغش آمد بداند که چگونه باید از این مهمان پذیرایی کند. به او یاد می‌دهم که اگر از تنفر و خستگی لبریز شد،سکوت نکند و تمام شوریده حالی اش را لابه لای اشک هایش به سفری دور و دراز بفرستد.
یاد بگیرد خوشحالی هایش را بسازد،هر از گاهی غم را بفهمد و طعم تلخِ خیانت را به کام هیچ کسی نریزد.
اگر روزی دختر داشتم به او خواهم گفت که: بهار
شکفتن غنچه های خوشحالیست
و زمستان چیزی جز دوری و تنهایی نیست...
دیدگاه ها (۹)

من دلم همین حالا عشق میخواهد...اینکه یک نفر یک روزی می آید، ...

#حیوانات

میدانم هر بار که از خانه بیرون میرویچشمانِ بسیاری هستند که ت...

پارت دوازدهم شاهزاده ای از جنس ابر هق‌هقِ هوشینی هنوز در هوا...

تکاپو پارت 38= آغوش ماه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط