{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خماری

از خماری
قایقی بی تعادلم
مگر ماهی ها سر به راهم کنند
وگرنه قصد دارم
بی هیچگونه دعوتی
به اقیانوس آغوش تو
کوچ کنم!....
دیدگاه ها (۴)

مرا ببخشکه کاه و بیکاهدلم هوای تو را میکندمرا ببخشکه چشمهایم...

شعر های من...تابلو اند...همه...نبودنت را...تبلیغ میکنند...

بندِ دلِ مـ ـ ـ ـ ـن. . . . به لبخندهـای تـ ـ ـ ـ ـ...

جونگکوک عصبی از کت پشت جون وو گرفت و او را بلند کرد بدون هیچ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط