تقاص تنهاییم را باید از چه کسی بگیرم
تقاص تنهاییم را باید از چه کسی بگیرم ؟
کسی برق چشمانم را دزدیده و حتی ردی از خودش جا نگذاشته
تمام خنده هایی که نمیدانم چرا جایش را اشک گرفته
را چه کسی جوابگو میشود ؟
بزرگترین آرزو هایم را در زندگی هر روز دیگران میبینم
این همه بغض من را چه کسی گردن میگیرد
دختر بچه ای از من مانده در سال های دور که هنوز بهانه آغوش مادر را میگیرد
دختری در وجودم هست که هنوز در ۱۷ سالگی اش مانده
لای ترانه های برای خواب معصومانه عشق هنوز دنبال کسی می گردد تا کمکش کند بستری از گل بسازد
به هیچ صراطی هم مستقیم نیست
لج کرده
زنی با چشمهای پر از اشک نوزادی را بغل کرده
و میگوید میخواهم مادر شدنم را جشن بگیرم
مادری جوان و خسته گیر کرده در آن سالها که دلش نمی خواست تنهایی
بزرگ شدن دخترش را ببیند
این شبها هم کسی از پای دارد می افتد
قصد کودتا دارد
میگوید تو برو باید تکلیف این شبهای تنهایی را مشخص کنم
خدا کند دیگر ردی از من باقی نماند
کسی برق چشمانم را دزدیده و حتی ردی از خودش جا نگذاشته
تمام خنده هایی که نمیدانم چرا جایش را اشک گرفته
را چه کسی جوابگو میشود ؟
بزرگترین آرزو هایم را در زندگی هر روز دیگران میبینم
این همه بغض من را چه کسی گردن میگیرد
دختر بچه ای از من مانده در سال های دور که هنوز بهانه آغوش مادر را میگیرد
دختری در وجودم هست که هنوز در ۱۷ سالگی اش مانده
لای ترانه های برای خواب معصومانه عشق هنوز دنبال کسی می گردد تا کمکش کند بستری از گل بسازد
به هیچ صراطی هم مستقیم نیست
لج کرده
زنی با چشمهای پر از اشک نوزادی را بغل کرده
و میگوید میخواهم مادر شدنم را جشن بگیرم
مادری جوان و خسته گیر کرده در آن سالها که دلش نمی خواست تنهایی
بزرگ شدن دخترش را ببیند
این شبها هم کسی از پای دارد می افتد
قصد کودتا دارد
میگوید تو برو باید تکلیف این شبهای تنهایی را مشخص کنم
خدا کند دیگر ردی از من باقی نماند
- ۳.۴k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط