{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقاص تنهاییم را باید از چه کسی بگیرم ؟

تقاص تنهاییم را باید از چه کسی بگیرم ؟
کسی برق چشمانم را دزدیده و حتی ردی از خودش جا نگذاشته
تمام خنده هایی که نمیدانم چرا جایش را اشک گرفته
را چه کسی جوابگو میشود ؟
بزرگترین آرزو هایم را در زندگی هر روز دیگران میبینم
این همه بغض من را چه کسی گردن میگیرد
دختر بچه ای از من مانده در سال های دور که هنوز بهانه آغوش مادر را میگیرد
دختری در وجودم هست که هنوز در ۱۷ سالگی اش مانده
لای ترانه های برای خواب معصومانه عشق هنوز دنبال کسی می گردد تا کمکش کند بستری از گل بسازد
به هیچ صراطی هم مستقیم نیست
لج کرده
زنی با چشمهای پر از اشک نوزادی را بغل کرده
و میگوید میخواهم مادر شدنم را جشن بگیرم
مادری جوان و خسته گیر کرده در آن سالها که دلش نمی خواست تنهایی
بزرگ شدن دخترش را ببیند
این شبها هم کسی از پای دارد می افتد
قصد کودتا دارد
میگوید تو برو باید تکلیف این شبهای تنهایی را مشخص کنم
خدا کند دیگر ردی از من باقی نماند
دیدگاه ها (۳۴)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

رمان انتقام ازدواج کامل

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

نمیبخشمت p.22

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

پارت هفتم《زندگی جونگ کوک پسر خان》《Custom kiss》ویو جونگ کوک ا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

دلبر رئیس

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 19کلبه‌ی جنگلی ـ ساعت ۱۱:۳۰ شب لونا...

ادامه ی رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط