part
#part1
#پری
+من جانگ ات هستم من یک پری جادویی که قدرتم آب و خاک و درمان هست من شاهدخت پاشاهیمون هستم من ۶ سالم هست کوچکترین شاهدخت هستم امروز تصمیم گرفتم برم کنار آبشار جنگل
+ مامان من میخوام برم کنار آبشار
مادر ات : باشه عزیزکم ولی مراقب باش
+ چشم بعد رفت و شروع به پرواز کردم بالای جنگل داشتم پرواز میکردم که یک پسر دیدم زخمی و بیهوش روی زمین بود سریع رفتم و کنارش فرود آمدم و بعد درمانش کردم بعد بهشون آمد
- من مین یونگی هستم ۸ سالم هست پدرم بزرگ ترین مافیا بود البته الان مرد و بعد از اینکه بهوش آمدم کنار یک دختر زیبا بودم
+ بهوش آمدی من ات هستم یک پری
- من یونگی هستم
+ آرام باش هنوز زخمات خوب نشده صبر کن تا من بیام بعد خیلی سریع رفتم به شهر و اسبم لی لیا برداشتم و سریع رفتم پیش همون پسره و سوار اسبش کردم
- مرسی که نجاتم دادی ات
+ این وظیفه پری هاست لی لیا یونگی
رو برگردون به خونشون و برگرد و بعد رفت
(۶سال بعد)
+ رفتم کنار آبشار که صدای پا شنیدم سریع رفتم پیش یک دختر قایم شدم که افرادی آمدن و گفتن
- پری ها همینجا باید باشن بگیریشون
من پری هارو میخوام
+ با گفتن کل
#پری
+من جانگ ات هستم من یک پری جادویی که قدرتم آب و خاک و درمان هست من شاهدخت پاشاهیمون هستم من ۶ سالم هست کوچکترین شاهدخت هستم امروز تصمیم گرفتم برم کنار آبشار جنگل
+ مامان من میخوام برم کنار آبشار
مادر ات : باشه عزیزکم ولی مراقب باش
+ چشم بعد رفت و شروع به پرواز کردم بالای جنگل داشتم پرواز میکردم که یک پسر دیدم زخمی و بیهوش روی زمین بود سریع رفتم و کنارش فرود آمدم و بعد درمانش کردم بعد بهشون آمد
- من مین یونگی هستم ۸ سالم هست پدرم بزرگ ترین مافیا بود البته الان مرد و بعد از اینکه بهوش آمدم کنار یک دختر زیبا بودم
+ بهوش آمدی من ات هستم یک پری
- من یونگی هستم
+ آرام باش هنوز زخمات خوب نشده صبر کن تا من بیام بعد خیلی سریع رفتم به شهر و اسبم لی لیا برداشتم و سریع رفتم پیش همون پسره و سوار اسبش کردم
- مرسی که نجاتم دادی ات
+ این وظیفه پری هاست لی لیا یونگی
رو برگردون به خونشون و برگرد و بعد رفت
(۶سال بعد)
+ رفتم کنار آبشار که صدای پا شنیدم سریع رفتم پیش یک دختر قایم شدم که افرادی آمدن و گفتن
- پری ها همینجا باید باشن بگیریشون
من پری هارو میخوام
+ با گفتن کل
- ۴۳
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط