وقتی برای تو می‌نویسم از همه‌ی اتفاقات اطرافم بی‌خبر می‌ش

وقتی برای تو می‌نویسم از همه‌ی اتفاقات اطرافم بی‌خبر می‌شوم و صدای کسی را نمی‌شنوم و این قدرت کاریزمای یادِ توست.
کی و کجا مغناطیس وجود تو، مرا در خود جذب می‌کند چنانکه تشخیص من از تو و تو از من برای هیچکس ممکن نباشد.
جان_جانانم!
تو برای من چون:
شاملو، براایدا
جبران، برای می
نزار، برای بلقیس
مجنون برای لیلی و فرهادی. برای شیرین
و عشق من به تو بی‌اغراق از همه‌ی آنها
داغ‌تر، پُرشورتر، و عاشقانه‌تر است.
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

تو را دوست دارم،و شعرهایم را در وصف تو مے سُرایمهمچون شاملو ...

تو را دوست دارم،و شعرهایم را در وصف تو می سرایمهمچون شاملو ب...

تو را دوست دارم،و شعرهایم را در وصف تو می سرایمهمچون شاملو ب...

می نویسم. باز می نویسم. تا هستم تو را نفس میکشم و تو را می ن...

لیلی براي سلامتی مجنون که بیمار شده بود،آش نذري پخت و وقتی م...

داستان لیلی ومجنوننظامی گنجویقسمت دوم↓پدر و خویشاوندان مجنون...

روزی که داشتم متن روی لباس اجراشو انتخاب میکردم،هیچ جمله ی دیگه ای به جز همین توذهنم نبود.

می نویسم تا رعشه های اندوه از وجودم جدا شوند...می نویسم تا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط