{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی برای تو می‌نویسم از همه‌ی اتفاقات اطرافم بی‌خبر می‌ش

وقتی برای تو می‌نویسم از همه‌ی اتفاقات اطرافم بی‌خبر می‌شوم و صدای کسی را نمی‌شنوم و این قدرت کاریزمای یادِ توست.
کی و کجا مغناطیس وجود تو، مرا در خود جذب می‌کند چنانکه تشخیص من از تو و تو از من برای هیچکس ممکن نباشد.
جان_جانانم!
تو برای من چون:
شاملو، براایدا
جبران، برای می
نزار، برای بلقیس
مجنون برای لیلی و فرهادی. برای شیرین
و عشق من به تو بی‌اغراق از همه‌ی آنها
داغ‌تر، پُرشورتر، و عاشقانه‌تر است.
دیدگاه ها (۴)

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شودباید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شو...

بی پشت و پناهی، چه بخواهی چه نخواهیدلخسته‌ی آهی، چه بخواهی چ...

‌ وارد مسجد شدی, چشمت نمازم را شکست... قبله ی جانم شدی, عشق...

کاش چون دریا جهانی رو به ساحل داشتمبگذریم از آرزوهایی که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط