همه ی هیونگاش به نحوی خوشحالی خودشون رو برای خوب شدن دونسنگ کوچولوشون ...
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۲۲
همه ی هیونگاش به نحوی خوشحالی خودشون رو برای خوب شدن دونسنگ کوچولوشون بیان کردن
رور پخش موزیک ویدئو بود و هم پسرا هم ا.ت خیلی ذوق داشتن
اما ا.ت ترس پنهانیم داشت
اگه ارمیا بهش هیت میدادن
اگه به عنوان عضو جدید قبولش نمیکردند
چند دیقه مونده بود تا کمپانی موزیو ویدئو رو انتشار کنه
ا.ت با شر کاکائوی عزیزش توی بغل یونگی
هیونگش لش کرده بود و توی سرش هزار جور فکر منفی میبافید
اما وقتی به پسرا نگاه کرد دید چقدر ریلکس و مطمئنن از ترس بغضی کرد
که یونگی سریع متوحه چشای اشکی دونسنگش شد
یونگی : هیییییییییییییی ..... چرا بغض کردی قلب هیونگ
ا.ت : هیونگ واقعا شما نمی ترسید از ایگنور شدن
جین : خلاصه بت بگم حرکات و کنش هات
کاملا عادیه ... چرا ؟ چون ما هم اوایل
دبیومون دقیقا حال تورو داشتیم اما م
ا ارمیامون رو دارم
کسایی که برای گروپ های دیگه هم استریم میزنن
ارمی همه ی جون ماست
و بارها و بارها صحبت کرده پشت ماست
من با وجود داشتن همچین فنای قند و عسلی
نا امیدی و حرص و استرس رو گناه میدونم
پس خودتون جمع کن و ببین ارمی کوچولو
های من چیکار میکنن ( اطمیمان و لبخند )
ا.ت با بغض شدید تر گفت : یعنی حمایت ارمی اینقدر خفنه
جین با غرور گفت : ارمیای من تکن توی دنیا
مثلشون وجود نداره ... اونا افتخار ما هستن
بلاخره موزیک ویدئو اپلود شده بود و ا.ت با
استرس و اظطراب به هیونگاس نگاه میکرد
تا بلاخره تهیونگ دست به کار شد و با یه
ظرف توترفرنگی و خامه نشست کنار
دونسنگش و با خنده گفت : بیا ترکیب
ساختتو بزنیم بر دل
ا.ت : هیونگ
تهیونگ : جون هیونگ
ا.ت : قبولم میکنن ؟
تهیونگ : هی شکی درش وجود نداره من
بیش از ده ساله که با ارمیامم اونها رو خیلی خوب میشناسم ...
ا.ت نفس عمیقی کشید و سرش رو روی
سینه ی عضله ایه هیونگش گذاشت و
شروع کرد به خوردن توت فرنگی
و این تهیونگ بود که با استشمام بوی
موهای دونسنگش
چشماش رو نحکم بست و دمی عمیق گرفت
دونسنگش بوی توت فرنگی و خامی میاد
دقیقا همین ترکیبی که العان داشت میخورد
همه ی هیونگاش به نحوی خوشحالی خودشون رو برای خوب شدن دونسنگ کوچولوشون بیان کردن
رور پخش موزیک ویدئو بود و هم پسرا هم ا.ت خیلی ذوق داشتن
اما ا.ت ترس پنهانیم داشت
اگه ارمیا بهش هیت میدادن
اگه به عنوان عضو جدید قبولش نمیکردند
چند دیقه مونده بود تا کمپانی موزیو ویدئو رو انتشار کنه
ا.ت با شر کاکائوی عزیزش توی بغل یونگی
هیونگش لش کرده بود و توی سرش هزار جور فکر منفی میبافید
اما وقتی به پسرا نگاه کرد دید چقدر ریلکس و مطمئنن از ترس بغضی کرد
که یونگی سریع متوحه چشای اشکی دونسنگش شد
یونگی : هیییییییییییییی ..... چرا بغض کردی قلب هیونگ
ا.ت : هیونگ واقعا شما نمی ترسید از ایگنور شدن
جین : خلاصه بت بگم حرکات و کنش هات
کاملا عادیه ... چرا ؟ چون ما هم اوایل
دبیومون دقیقا حال تورو داشتیم اما م
ا ارمیامون رو دارم
کسایی که برای گروپ های دیگه هم استریم میزنن
ارمی همه ی جون ماست
و بارها و بارها صحبت کرده پشت ماست
من با وجود داشتن همچین فنای قند و عسلی
نا امیدی و حرص و استرس رو گناه میدونم
پس خودتون جمع کن و ببین ارمی کوچولو
های من چیکار میکنن ( اطمیمان و لبخند )
ا.ت با بغض شدید تر گفت : یعنی حمایت ارمی اینقدر خفنه
جین با غرور گفت : ارمیای من تکن توی دنیا
مثلشون وجود نداره ... اونا افتخار ما هستن
بلاخره موزیک ویدئو اپلود شده بود و ا.ت با
استرس و اظطراب به هیونگاس نگاه میکرد
تا بلاخره تهیونگ دست به کار شد و با یه
ظرف توترفرنگی و خامه نشست کنار
دونسنگش و با خنده گفت : بیا ترکیب
ساختتو بزنیم بر دل
ا.ت : هیونگ
تهیونگ : جون هیونگ
ا.ت : قبولم میکنن ؟
تهیونگ : هی شکی درش وجود نداره من
بیش از ده ساله که با ارمیامم اونها رو خیلی خوب میشناسم ...
ا.ت نفس عمیقی کشید و سرش رو روی
سینه ی عضله ایه هیونگش گذاشت و
شروع کرد به خوردن توت فرنگی
و این تهیونگ بود که با استشمام بوی
موهای دونسنگش
چشماش رو نحکم بست و دمی عمیق گرفت
دونسنگش بوی توت فرنگی و خامی میاد
دقیقا همین ترکیبی که العان داشت میخورد
- ۱۹۹
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط