{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا من؟ رفیق گفت: من، رفیق بادلی گرفته دست شو از شونه رفیقش برداشت و دو قدم دورتر رفت و باز پرسید: توقویتری یا من؟ اوگفت: تو، رفیقش گفت: چرا نظرت عوض شد؟ جواب داد: وقتی دستت روشونه ام بود حس میکردم دنیا پشتمه...!!!
دیدگاه ها (۱)

انگار همه خوابن هنوز!!!!

می گویند عشق آنست که به او نرسیو من می دانم چرازیرا در روزگا...

میگن دوره اربابی تموم شده! پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غ...

پاتو بردار! میگم پاتو بردار! اخیش داشتم خفه میشدم، درسته خاک...

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخاله ازدواج ...

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه #پارت2 لباس ا.ت اسلاید دوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط