{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شازده کوچولو پرسید؛

شازده کوچولو پرسید؛
-چرا خاطرات خیلی بی‌رحمن؟ :)
روباه گفت؛
-چون دستت رو میگیرن و میبرن ب روزایی که هـیـچ‌وقــت برنمیگردن :) …


https://harfeto.timefriend.net/16764860770001
دیدگاه ها (۰)

#پروفایل #بیوگرافی #دیالوگ- یه دیالوگی بود میگفت که:«چون اهم...

〘 #داستانک📙✨ 〙روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلا...

· • • • ✤ • • • ·◂ #حرف_دل🍂🥀دلت که بگیره..!تو شلوغ ترین...

#حرف_دلـ#خاکستریــ- هیچ وقت نمی تونی بفهمی پشت خنده های کسی ...

https://wisgoon.com/fyodorooفئو، بهت گفتم ی همچین خدافظی ای ...

چون دستت رو میگیرن و میبرن به روزایی که هیچوقت بر نمی گردن:)...

حتما بگی ها ❤ادیت خودم هم هست و واقعا هیچ وقت حوصله ی ادیت ز...

هتل ۴۰۴ p.3

برادر ناتنی من part 5ویو نویسنده جونکوک اول رفت صالن مهمون ر...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

مهمونی پارت ۴۷

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

اعتیاد من بهت.

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط