part
که هان بشکنی زد و با چشمای شیطون بهم خیره صد و دستمو گرفت و گفت:بیا
پشت سرش راه افتادم راهرو هارو طی کرد و وارد بخش ممنوعه دانشگاه شد نشست روی زمین و اروم اروم حرکت کرد تا رسیدیم به ی اتاق داخل اتاق دو نفر ایستاده بودن یکیش چانگبین که روی یکی از میز نیمکت های قدیمی نشسته بود و یکیش جونگین که ایستاده بود جلوش
هان علامت سکوت رو بهم نشون داد و خیره شد به اون دوتا منم همین کارو کردم
چانگبین پوزخندی زد و گفت:چیه روباهم
از صفت ام کع اخرش گذاشته بود متعحب خیره تر شدم که جونگین لب زد:منو خر فرض کردی شماره میدی لاس میزنی هااااا
چانگبین خندید و مچ جونگین رو گرفت و کشید که جونگین افتاد روی چانگبین و پاهاش دور چانگبین قرار گرفت جونگین اولش خوایت بلند شه ولی با بسته شدن دستاش با کراوات چانگبین خشکش زد
چانگبین قهقه ای سر داد و گفت:نچچ تو مال منی اونا هم دانشجو هامن سوال بعدی؟
جکنگین حرصی میخواست چیزی بگه که دهنش توسط کراوات خودش بسته شد و بله چانگبین این کارو کرده بود
منو هان با قیافه های سرخ شده بهشون خیره شده بودیم که چانگبین دستاشو ار بدن جونگین گذروند و وارد شلوارش کرد و یکی از انگشتاشو داخل جونگین فرو کرد
ناله های جونگین داخل دهنش خفه میشد و چون چیزی نمیدونست بی حال به سینه چانگبین تکیه داده بود و اشکاش از سر درد میریخت
وضعیت منو هان لبو بود با لبو فرقی نداشتیم که یهو ....
خماررررر🤣🤣😂😂خب پاشین بیاین بگین ببینم چه فکری میکنین😁فداتون💖💖
پشت سرش راه افتادم راهرو هارو طی کرد و وارد بخش ممنوعه دانشگاه شد نشست روی زمین و اروم اروم حرکت کرد تا رسیدیم به ی اتاق داخل اتاق دو نفر ایستاده بودن یکیش چانگبین که روی یکی از میز نیمکت های قدیمی نشسته بود و یکیش جونگین که ایستاده بود جلوش
هان علامت سکوت رو بهم نشون داد و خیره شد به اون دوتا منم همین کارو کردم
چانگبین پوزخندی زد و گفت:چیه روباهم
از صفت ام کع اخرش گذاشته بود متعحب خیره تر شدم که جونگین لب زد:منو خر فرض کردی شماره میدی لاس میزنی هااااا
چانگبین خندید و مچ جونگین رو گرفت و کشید که جونگین افتاد روی چانگبین و پاهاش دور چانگبین قرار گرفت جونگین اولش خوایت بلند شه ولی با بسته شدن دستاش با کراوات چانگبین خشکش زد
چانگبین قهقه ای سر داد و گفت:نچچ تو مال منی اونا هم دانشجو هامن سوال بعدی؟
جکنگین حرصی میخواست چیزی بگه که دهنش توسط کراوات خودش بسته شد و بله چانگبین این کارو کرده بود
منو هان با قیافه های سرخ شده بهشون خیره شده بودیم که چانگبین دستاشو ار بدن جونگین گذروند و وارد شلوارش کرد و یکی از انگشتاشو داخل جونگین فرو کرد
ناله های جونگین داخل دهنش خفه میشد و چون چیزی نمیدونست بی حال به سینه چانگبین تکیه داده بود و اشکاش از سر درد میریخت
وضعیت منو هان لبو بود با لبو فرقی نداشتیم که یهو ....
خماررررر🤣🤣😂😂خب پاشین بیاین بگین ببینم چه فکری میکنین😁فداتون💖💖
- ۵۸۴
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط