Part 10
پسرک بیچاره کیف و وسایلش رو برداشت ی ست سیاه مشکی پوشید و از خونه زد بیرون به داد و بیداد های اجوما هم گوش نداد وقتی از در اون عمارت زد بیرون و هوای خنک صبح صورتش رو نوازش کرد احساس ازادی بهش دست داد برای مدتی توی اون حال موند و نفس عمیقی کشید تا تمام لذتش رو از اون لحظه ببره و در اخز با گذاشتن اندزهفری داخل گوشش و پخش کردن اهنگ
Baby i just want to be your
راهش رو به سمت دانشگاه کج کرد توی راه با متن و بیت اهنگ حرکت میکرد و قدم بر میداشت تا به در ورودی دانشگاه رسید وارد دانشگاه شد و کلاس A-4 رو یافت و داخل شد رفت نشست سر جای خودش که ی پسر کیوت با سرعت فشنگ خودشو انداخت جلوشو گفت :فیلیکس فیلیکس میدونی معلم جدید داریم؟
ی تای ابرومو بالا دادم و با تعجب پرسیدم کی؟
در همین زمان زنگ دانشگاه خورد و هان مجبور شد بره بشینه سر جاش
یعنی جلوی فیلیکس
ولی یک چیز رو با صدای رسا زمزمه کرد:معلم فیزیکه از دست اقای پارک راحت شدیم داداشم
فیلیکس خندید و نگاهی با هان کرد که ......
سلام خوشملااااا مرسی نبودم نرفتین ویسگونم قاطی زده بود نمیتونستم هیچ کاری بکنم پارت رو بقولینننننن خدمتتون تازه ۱۲۰ تایی شدنمون مبارک بمونین برام فرشته ها❤❤❤❤🌷🌷🌷🌷🌷💗💗💗💗💗💗💗🙂🙂🙂🙂🙂🙂
Baby i just want to be your
راهش رو به سمت دانشگاه کج کرد توی راه با متن و بیت اهنگ حرکت میکرد و قدم بر میداشت تا به در ورودی دانشگاه رسید وارد دانشگاه شد و کلاس A-4 رو یافت و داخل شد رفت نشست سر جای خودش که ی پسر کیوت با سرعت فشنگ خودشو انداخت جلوشو گفت :فیلیکس فیلیکس میدونی معلم جدید داریم؟
ی تای ابرومو بالا دادم و با تعجب پرسیدم کی؟
در همین زمان زنگ دانشگاه خورد و هان مجبور شد بره بشینه سر جاش
یعنی جلوی فیلیکس
ولی یک چیز رو با صدای رسا زمزمه کرد:معلم فیزیکه از دست اقای پارک راحت شدیم داداشم
فیلیکس خندید و نگاهی با هان کرد که ......
سلام خوشملااااا مرسی نبودم نرفتین ویسگونم قاطی زده بود نمیتونستم هیچ کاری بکنم پارت رو بقولینننننن خدمتتون تازه ۱۲۰ تایی شدنمون مبارک بمونین برام فرشته ها❤❤❤❤🌷🌷🌷🌷🌷💗💗💗💗💗💗💗🙂🙂🙂🙂🙂🙂
- ۵۱۳
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط