Part22
[ #Creepy Love ]
عشق ترسناک
✦...............................
سان:نگران نباش اونا کارشونو بلدن ما تا اونا بیان اینجا میمونیم
همه باشه ای گفتیم و وارد خونه شدیم...
خیلی عجیبه از بیرون ترسناکه ولی این داحل همچی عادیه
دوطبقه ای به اطرافم نگاه کردم لامپ ها روشن شدن لامپ از کجا اخه؟
سان یهو غیب شد همهمه بچه ها بالا رفت همه میترسیدن که صدای شلیک گلوله ای اومد
مردی از طبقه بالا با نقابی به ما نگاه میکرد بلند گویی توی دستش بود
...:همگی به بازی مافیا خوش اومدید
یکی از پسر ها گفت
👨🏽💼:تو دیگه چه خری هستی ازما چی میخوای مافیا چه کوفتیه
...:به زودی به سوالاتتون میرسید اما قبلش خودمو معرفی میکنم میتونید منو به اسم کوچیک یعنی هیونجین صدا کنید
تهیونگ جلو اومد و گفت
ته:تموم کن این مزخرفاتت رو هیونجین وگرنه خودم به حسابت میرسم
هیونجین خنده ای کرد دوباره صدای شلیک اومد
صدای زنی اومد
❗: اغاز رائ گیری
بعضی از بچه ها خواستن که از در بیرون برن اما قفل بود به سمت هیونجین حمله ور شدند که صدای شلیک دوباره اومد
هیونجین:قانون اول هیچوقت سعی نکنید از اینجا فرار کنید چون بیفایدست
قانون دوم:حرکت بعدیتون زندگیتونو تضمین میکنه
قانون سوم:شهروندان و مافیا ها همه نقشه شون مشخص میشه و براتون ارسال میشه
قانون چهارم:سعید کنید تو این بازی به هیچکس اعتماد نکنید چون دقیقا نزدیک ترین فرد شما ممکنه بهتون ضربه بزنه قانون پنجم:اگه به خوبی بازی رو انجام بدید جایزه ای به برنده ها میرسه چه گروه مافیا و چه گروه شهروند
با داد گفتم
لارا:جایزت بخوره فرق سرت
توجهی بهم نکرد و گفت
...:قانون بازی اینکه مافیا رو پیدا کنید و بهش رای بدید قبل اینکه اون ها شمارو بکشند...
همه از ترس نمیتونستیم چیزی بگیم
به صورت خونسرد جونگکوک نگاه کردم به در تکیه داده بود و دستش توی جیبش بود بیخیال تر از همیشه
تو همین لحضه پیامی به گوشیم اومد مگه انتن هست؟
پیام رو باز کردم
«بازی اصلی شروع شد😉 ، حالا تو شاهد از دست دادن نزدیک ترینات هستی مثل پدر و مادرت موفق باشی jk -»
بازهم پیامی اومد بازش کردم
«❗نقش شما "شهروند ساده" قوانین بازی به هیچ وجه سعی نکن فرار کنی چون باعث مرگت میشه مافیا رو تشخیص بده و بهش رای بده باید دلیل کافی داشته باشی که اون مافیاست غیر از این کشته میشی تا قبل از ساعت دوازده باید رائ گیری تموم بشه ، اشتباه نکن اگه مافیا خطاب شدی باید خلافشو ثابت کنی...اگر مافیا باشی و کسی که مافیاست رو لو بدی هردوتون کشته میشید بقیه قانون هارو در طول بازی میفهمی»
شت این دیگه چه سمیه؟
همه قوانین بازی و نقششون رو خونده بودن
به تهیونگ نگاهی کردم و پرسیدم
لارا:نقشت چیه؟
تهیونگ زیر لب جوری که کسی نشونه گفت
تهیونگ:دکتر
نفس راحتی از اینکه مافیا نیست کشیدم...اخه چرا باید همچین بازی بسازند؟ مطمئنم کار همون جکه ولی اون سان چی؟
جونهی:ما نمیتونیم دست رو دست بزاریم و شاهد مرگمون بشیم
👨🏻💼:درسته همچین اجازه ای نمیدیم
پسر به سمت طبقه بالا حرکت کرد و دادی زد
👨🏻💼:تو کی هستییی بیا نشون بده خودتو این مسخره بازیا چیه من ترسی از تو ندارم
همینجوری داد میزد که تیری از بالا به مغزش خورد ، از طبقه بالا افتاد پایین دقیقا جلو روم جیغی زدم و دست تهیونگ رو گرفتم با جیغ من بیتشر دخترا و پسرا داد میزدن و گریه میکردن
❗: لی یونگی به دلیل زیر پا گذاشتن قوانین حذف میشود لی یونگی شهروند بود لطفا مافیا رو شناسنایی کنید و تا ساعت یازده رائ دهید❗
و حرفش رو یک بار دیگه تکرار کرد صداش واقعا ترسناک بود
به گوشیم نگاه کردم ساعت ده و نیم رو نشون میداد
تا نیم ساعت دیگه؟ اخه از کجا باید مافیا رو شناسنایی کنیم چه خاکی به سرمون بریزیم
سوهو:اگه رائ ندیم چی؟ اونوقت کسی نمیمیره
شاید حق با سوهو بود و باید صبر میکردیم که ساعت یازده برسه
همه دور هم جمع شدیم
ولی جونگکوک همون جا با خونسردی وایستاده بود برام عجیبه چطوری انقد میتونه خونسرد باشه اونم تو همیچین موقعیتی
👨🏼💼:باورم نمیشه..فقط باید صبر کنیم و ببینم چه اتفاقی در انتظارمونه
👩🏻💼:استاد سان کجاست؟نکنه بلایی سرش اومده؟
👨🏼💼:ممکنه..فقط باید این بازی کوفتی رو ادامه بدیم تا مدیر برای کمک بیاد
نیم ساعتی گذشت ساعت 10:59 بود
استرس شدیدی داشتم که چند ثانیه بعد صدای اومد
❗: رای گیری شروع میشود
همه به هم نگاه کردیم
چنددقیقه گذشت ولی کسی رائ نداد
صدای شلیک اومد
❗: بک سئوجون به دلیل رائ ندادن حذف میشود .... به دلیل رای ندادن حذف میشود .... به دلیل رای ندادن حذف میشود
صدای گریه و جیغ بچه ها کل خونه رو گرفته بود
جونگکوک:احمق ها سریع به یکی راید بدید تا نمردید
اخه کی...کی رو باید قربانی کنیم؟
جونگکوک به یکی رای داد صدای شلیک قطع شد
❗: جئون جونگ کوک به کیم لیا رای داد
عشق ترسناک
✦...............................
سان:نگران نباش اونا کارشونو بلدن ما تا اونا بیان اینجا میمونیم
همه باشه ای گفتیم و وارد خونه شدیم...
خیلی عجیبه از بیرون ترسناکه ولی این داحل همچی عادیه
دوطبقه ای به اطرافم نگاه کردم لامپ ها روشن شدن لامپ از کجا اخه؟
سان یهو غیب شد همهمه بچه ها بالا رفت همه میترسیدن که صدای شلیک گلوله ای اومد
مردی از طبقه بالا با نقابی به ما نگاه میکرد بلند گویی توی دستش بود
...:همگی به بازی مافیا خوش اومدید
یکی از پسر ها گفت
👨🏽💼:تو دیگه چه خری هستی ازما چی میخوای مافیا چه کوفتیه
...:به زودی به سوالاتتون میرسید اما قبلش خودمو معرفی میکنم میتونید منو به اسم کوچیک یعنی هیونجین صدا کنید
تهیونگ جلو اومد و گفت
ته:تموم کن این مزخرفاتت رو هیونجین وگرنه خودم به حسابت میرسم
هیونجین خنده ای کرد دوباره صدای شلیک اومد
صدای زنی اومد
❗: اغاز رائ گیری
بعضی از بچه ها خواستن که از در بیرون برن اما قفل بود به سمت هیونجین حمله ور شدند که صدای شلیک دوباره اومد
هیونجین:قانون اول هیچوقت سعی نکنید از اینجا فرار کنید چون بیفایدست
قانون دوم:حرکت بعدیتون زندگیتونو تضمین میکنه
قانون سوم:شهروندان و مافیا ها همه نقشه شون مشخص میشه و براتون ارسال میشه
قانون چهارم:سعید کنید تو این بازی به هیچکس اعتماد نکنید چون دقیقا نزدیک ترین فرد شما ممکنه بهتون ضربه بزنه قانون پنجم:اگه به خوبی بازی رو انجام بدید جایزه ای به برنده ها میرسه چه گروه مافیا و چه گروه شهروند
با داد گفتم
لارا:جایزت بخوره فرق سرت
توجهی بهم نکرد و گفت
...:قانون بازی اینکه مافیا رو پیدا کنید و بهش رای بدید قبل اینکه اون ها شمارو بکشند...
همه از ترس نمیتونستیم چیزی بگیم
به صورت خونسرد جونگکوک نگاه کردم به در تکیه داده بود و دستش توی جیبش بود بیخیال تر از همیشه
تو همین لحضه پیامی به گوشیم اومد مگه انتن هست؟
پیام رو باز کردم
«بازی اصلی شروع شد😉 ، حالا تو شاهد از دست دادن نزدیک ترینات هستی مثل پدر و مادرت موفق باشی jk -»
بازهم پیامی اومد بازش کردم
«❗نقش شما "شهروند ساده" قوانین بازی به هیچ وجه سعی نکن فرار کنی چون باعث مرگت میشه مافیا رو تشخیص بده و بهش رای بده باید دلیل کافی داشته باشی که اون مافیاست غیر از این کشته میشی تا قبل از ساعت دوازده باید رائ گیری تموم بشه ، اشتباه نکن اگه مافیا خطاب شدی باید خلافشو ثابت کنی...اگر مافیا باشی و کسی که مافیاست رو لو بدی هردوتون کشته میشید بقیه قانون هارو در طول بازی میفهمی»
شت این دیگه چه سمیه؟
همه قوانین بازی و نقششون رو خونده بودن
به تهیونگ نگاهی کردم و پرسیدم
لارا:نقشت چیه؟
تهیونگ زیر لب جوری که کسی نشونه گفت
تهیونگ:دکتر
نفس راحتی از اینکه مافیا نیست کشیدم...اخه چرا باید همچین بازی بسازند؟ مطمئنم کار همون جکه ولی اون سان چی؟
جونهی:ما نمیتونیم دست رو دست بزاریم و شاهد مرگمون بشیم
👨🏻💼:درسته همچین اجازه ای نمیدیم
پسر به سمت طبقه بالا حرکت کرد و دادی زد
👨🏻💼:تو کی هستییی بیا نشون بده خودتو این مسخره بازیا چیه من ترسی از تو ندارم
همینجوری داد میزد که تیری از بالا به مغزش خورد ، از طبقه بالا افتاد پایین دقیقا جلو روم جیغی زدم و دست تهیونگ رو گرفتم با جیغ من بیتشر دخترا و پسرا داد میزدن و گریه میکردن
❗: لی یونگی به دلیل زیر پا گذاشتن قوانین حذف میشود لی یونگی شهروند بود لطفا مافیا رو شناسنایی کنید و تا ساعت یازده رائ دهید❗
و حرفش رو یک بار دیگه تکرار کرد صداش واقعا ترسناک بود
به گوشیم نگاه کردم ساعت ده و نیم رو نشون میداد
تا نیم ساعت دیگه؟ اخه از کجا باید مافیا رو شناسنایی کنیم چه خاکی به سرمون بریزیم
سوهو:اگه رائ ندیم چی؟ اونوقت کسی نمیمیره
شاید حق با سوهو بود و باید صبر میکردیم که ساعت یازده برسه
همه دور هم جمع شدیم
ولی جونگکوک همون جا با خونسردی وایستاده بود برام عجیبه چطوری انقد میتونه خونسرد باشه اونم تو همیچین موقعیتی
👨🏼💼:باورم نمیشه..فقط باید صبر کنیم و ببینم چه اتفاقی در انتظارمونه
👩🏻💼:استاد سان کجاست؟نکنه بلایی سرش اومده؟
👨🏼💼:ممکنه..فقط باید این بازی کوفتی رو ادامه بدیم تا مدیر برای کمک بیاد
نیم ساعتی گذشت ساعت 10:59 بود
استرس شدیدی داشتم که چند ثانیه بعد صدای اومد
❗: رای گیری شروع میشود
همه به هم نگاه کردیم
چنددقیقه گذشت ولی کسی رائ نداد
صدای شلیک اومد
❗: بک سئوجون به دلیل رائ ندادن حذف میشود .... به دلیل رای ندادن حذف میشود .... به دلیل رای ندادن حذف میشود
صدای گریه و جیغ بچه ها کل خونه رو گرفته بود
جونگکوک:احمق ها سریع به یکی راید بدید تا نمردید
اخه کی...کی رو باید قربانی کنیم؟
جونگکوک به یکی رای داد صدای شلیک قطع شد
❗: جئون جونگ کوک به کیم لیا رای داد
- ۲۰۶
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط