#تکپارتی
#انهایپن
#جی
وقتی پسر های سال بالایی برات قلدری میکنن
مثل همیشه رو نیمکت ته کلاس نشستی بودی و داشتی تو حال خودت کتاب می خونی
که پسرهای سال بالایی مدرسه اومدن داخل کلاس
ووسوک: اوووووه ا.ت خانم کتاب خون شده واسه ی ما
جیهان:از کی تا حالا کتاب می خونی
همینطور سرت تو کتاب بود
گفتی: به آشغال هایی مثل شما مربوط نیست
ووسوک:زبون درازی میکنی برای من
اومد کتاب رو از دستت گرفت و موهاتو کشید و پرتت کرد پایین
ووسوک: اینو داشته باش دارم برات هنوز اولشه
بعدش رفتن
تو داشتی گریه میکردی که جی اومد داخل
اون دوست صمیمیت بود و با هم خوب بودین
جی: چی شده دوباره اونا برات قلدری کردن
ا.ت: نه خودم افتادم چیزی نیست
جی:اگه چیزی شده بگو کمکت میکنم
ا.ت: نه چیزی نیست نگران نباش
........
زنگ خونه خورد و تو داشتی به سمت خونتون میرفتی
که یکی تورو از پشت کشید و انداختت زمین
آره درسته همون پسرهای سال بالایی بودن
جیهان:خب میخوام تقاص حاضر جوابیت رو بدم
ووسوک: ولی ایندفعه به یه روش دیگه
ا.ت:چه روشی
یه بازی که قراره من تورو بیبی صدا کنم توهم ددی
ا.ت:برو گمشو بهم دست بزنی جیغ میزنم
جیهان: هرچی دوست داری جیغ بزن کسی صدات رو نمیشنوه
همینطور داشتن بهم نزدیک میشدن که یکی اونا رو زد
اون جی بود
خلاصه بعد از کتک کاری های زیاد
جی اومد پیش تو
جی:خوبی ا.ت
ا.ت:آره من خوبم ولی تو
جی:چیزی نیست بلند شو برسونمت خونتون دیگه نمیشه تنهات بزارم
بعدش هم با جی تورو رسوند خونتون
تمام
_______________________________________________________
خودم میدونم نوشته هام افتضاحه ولی به روم نیارین
#جی
وقتی پسر های سال بالایی برات قلدری میکنن
مثل همیشه رو نیمکت ته کلاس نشستی بودی و داشتی تو حال خودت کتاب می خونی
که پسرهای سال بالایی مدرسه اومدن داخل کلاس
ووسوک: اوووووه ا.ت خانم کتاب خون شده واسه ی ما
جیهان:از کی تا حالا کتاب می خونی
همینطور سرت تو کتاب بود
گفتی: به آشغال هایی مثل شما مربوط نیست
ووسوک:زبون درازی میکنی برای من
اومد کتاب رو از دستت گرفت و موهاتو کشید و پرتت کرد پایین
ووسوک: اینو داشته باش دارم برات هنوز اولشه
بعدش رفتن
تو داشتی گریه میکردی که جی اومد داخل
اون دوست صمیمیت بود و با هم خوب بودین
جی: چی شده دوباره اونا برات قلدری کردن
ا.ت: نه خودم افتادم چیزی نیست
جی:اگه چیزی شده بگو کمکت میکنم
ا.ت: نه چیزی نیست نگران نباش
........
زنگ خونه خورد و تو داشتی به سمت خونتون میرفتی
که یکی تورو از پشت کشید و انداختت زمین
آره درسته همون پسرهای سال بالایی بودن
جیهان:خب میخوام تقاص حاضر جوابیت رو بدم
ووسوک: ولی ایندفعه به یه روش دیگه
ا.ت:چه روشی
یه بازی که قراره من تورو بیبی صدا کنم توهم ددی
ا.ت:برو گمشو بهم دست بزنی جیغ میزنم
جیهان: هرچی دوست داری جیغ بزن کسی صدات رو نمیشنوه
همینطور داشتن بهم نزدیک میشدن که یکی اونا رو زد
اون جی بود
خلاصه بعد از کتک کاری های زیاد
جی اومد پیش تو
جی:خوبی ا.ت
ا.ت:آره من خوبم ولی تو
جی:چیزی نیست بلند شو برسونمت خونتون دیگه نمیشه تنهات بزارم
بعدش هم با جی تورو رسوند خونتون
تمام
_______________________________________________________
خودم میدونم نوشته هام افتضاحه ولی به روم نیارین
- ۱.۷k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط